متن دیالوگهای زیبا و جالب و ماندگار بهروز وثوق
![]()
فیلم اعتراض
.....
ما کاری به حکم نداریم
حکم رو کاغذ مال محکمه ست
اصلیت حکم مال خداست
که ما و منش ریخته و گلریزون می کنیم واسه کسی که
آزاد میشه از این چاردیواری
که همه ی دنیا چاردیواریه
کرم مرتضی علی
یه مرد که واسه ی شرف و ناموسش
دوازده سال رو کشیده
وجدانش بالاتر از این پولهاس که کاغذیه
سلامتی سه تن، ناموس و رفیق و وطن
سلامتی سه کس، زندونی و سرباز و بی کس
سلامتی باغبونی که زمستونشو از باهار بیشتر دوست داره
سلامتی آزادی، سلامتی زندونیای بی ملاقاتی...
به سلامتی بهروز وثوق که گفت:
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
قیصر
........
احترامت واجبه خان دایی! اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد. کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟ این دنیا واسه من همیشه کلک بوده و نامردی. به هرکی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم
به سلامتی بهروز وثوق که گفت:........
احترامت واجبه خان دایی! اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد. کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟ این دنیا واسه من همیشه کلک بوده و نامردی. به هرکی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
دوستای عزیز
جهنم اینه که هر روز صبح که از خواب پا میشی ندونی برای چی زنده ای
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
شمعی در باد... بهرام رادان
که چی بشه که عدالتتو به رخم بکشی ؟ اره بابا تو خدایی هرکاری دلت بخواد میتونی بکنی . من که بین اینهمه بنده عزیز کردت به حساب نمیام . ولی کار خودت چی ؟ خنده دار نیست ؟ خسته شدم اون از زندگیم اینم از عشقم . این چه خدایی که از زجر دادن بنده هاش لذت میبره . زندگی!! مرگ حقه پس زندگی ناحقه !
به سلامتی بهروز وثوق که گفت:که چی بشه که عدالتتو به رخم بکشی ؟ اره بابا تو خدایی هرکاری دلت بخواد میتونی بکنی . من که بین اینهمه بنده عزیز کردت به حساب نمیام . ولی کار خودت چی ؟ خنده دار نیست ؟ خسته شدم اون از زندگیم اینم از عشقم . این چه خدایی که از زجر دادن بنده هاش لذت میبره . زندگی!! مرگ حقه پس زندگی ناحقه !
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
شب دهم

..........
تو اگر آروزی چیزی رو داری مطمعن باش به اون چیز میرسی در این راه همه ی موجودات غیب و شهود تو رو یاوری خواهند کرد تنها نکته ای که می ماند این است که آن چیزی که
تو به دنبالشی آیا قدرو قیمته ابدی دارد یا خیر
به سلامتی بهروز وثوق که گفت:..........
تو اگر آروزی چیزی رو داری مطمعن باش به اون چیز میرسی در این راه همه ی موجودات غیب و شهود تو رو یاوری خواهند کرد تنها نکته ای که می ماند این است که آن چیزی که
تو به دنبالشی آیا قدرو قیمته ابدی دارد یا خیر
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
شب دهم
دکتر ندیمی :
آدم ها جهت پیدا کردن معنای شورانگیزی برای زندگیه یکنواختشون ممکنه تا عمقه جهنم پیش برن
دکتر ندیمی :
آدم ها جهت پیدا کردن معنای شورانگیزی برای زندگیه یکنواختشون ممکنه تا عمقه جهنم پیش برن
به سلامتی بهروز وثوق که گفت:
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
قیصر
........
احترامت واجبه خان دایی! اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد. کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟ این دنیا واسه من همیشه کلک بوده و نامردی. به هرکی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم
تو فیلم مرد خانواده( فیلم مورد علاقه من )وقتی نیکلاس کیج
میخواد بخاطرشغل مورد علاقش محل زندگیشو تغییر بده
زنش با اینکه کاملا مخالف اما وقتی علاقه شوهرشو میبینه
بهش میگه :
اگه لازمه اینکار رو بکنی ،اگه واقعآ علاقه داری
من بچه ها رو از زندگیی که دوست دارن جدا میکنم و
خودمم از تنها خونه ای که باهم توش زندگی کردیم دل میکنم
و به هر جایی که لازمه بری میام.
این کارو میکنم چون دوست دارم
چون دوست دارم و این برای من از آدرس خونمون مهمتره

دلم لک میزنه واست زمانی که ازم دوری ، ولی در خاطرم هستی دیگه اینجاشو مجبوری........
احترامت واجبه خان دایی! اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد. کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟ این دنیا واسه من همیشه کلک بوده و نامردی. به هرکی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم
تو فیلم مرد خانواده( فیلم مورد علاقه من )وقتی نیکلاس کیج
میخواد بخاطرشغل مورد علاقش محل زندگیشو تغییر بده
زنش با اینکه کاملا مخالف اما وقتی علاقه شوهرشو میبینه
بهش میگه :
اگه لازمه اینکار رو بکنی ،اگه واقعآ علاقه داری
من بچه ها رو از زندگیی که دوست دارن جدا میکنم و
خودمم از تنها خونه ای که باهم توش زندگی کردیم دل میکنم
و به هر جایی که لازمه بری میام.
این کارو میکنم چون دوست دارم
چون دوست دارم و این برای من از آدرس خونمون مهمتره
اگر حرف حرفِ من باشه هنوزم مرد و مغرورم ، ولی میرم تو خوی فیلم مارمولک اونجا که پرویز پرستویی با اون یارو شوهره قبلی دختره دعواش میشه بهش میگه:
عزیزم! هیچ وقت با روحانیت شوخی نکن! مخصوصا این که روحانیتش بچه دروازه غار باشه
اگر حرف حرفِ من باشه هنوزم مرد و مغرورم ، ولی میرم تو خوش باشیوش باشی... منم اینجاشو مجبورم
دیالوگ فوق العاده بهمن مفید در فیلم قیصر
قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیل نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهران بقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه پسره هیکل میزونه، اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست تو جیبم که برم و بیام چشام باز دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده. آره، خوبیت نداره، واردین که
قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیل نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهران بقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه پسره هیکل میزونه، اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست تو جیبم که برم و بیام چشام باز دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده. آره، خوبیت نداره، واردین که
به سلامتی بهروز وثوق که گفت:
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
قیصر
اگه پير شدن به اينه كه دل آدم كوچيك شه خدايا منو پير نكن كه اصلن حوصله شو ندارم
اگه پير شدن به اينه كه دل آدم كوچيك شه خدايا منو پير نكن كه اصلن حوصله شو ندارم
به سلامتی بهروز وثوق که گفت:
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
-

- یه روز نباشه جاش خالیه

- نابخشوده - کلینت ایستوود
کشتن یه آدم کار خیلی سختیه ، تو هر چیزی رو که داشته و هر چیزی رو که قراره داشته باشه ازش می گیریبه سلامتی بهروز وثوق که گفت:
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى -

teyyyeb - یه روز نباشه جاش خالیه

- پست ها : نوشته است:دیالوگ فوق العاده بهمن مفید در فیلم قیصر
قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیل نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهران بقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه پسره هیکل میزونه، اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست تو جیبم که برم و بیام چشام باز دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده. آره، خوبیت نداره، واردین کهli kamel hefz nabudam
دلم لک میزنه واست زمانی که ازم دوری ، ولی در خاطرم هستی دیگه اینجاشو مجبورییا این زندگیه بهشت که نیست تو مجبور نیستی بی نقص باشی
به سلامتی بهروز وثوق که گفت:
رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى
عاشقت نيست بهش كلك بزنى
رفيق مقدسه بايد جلوش زانو بزنى
اگر حرف حرفِ من باشه هنوزم مرد و مغرورم ، ولی میرم تو خوش باشی... منم اینجاشو مجبورم
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 14:59 توسط سعید
|