چهارشنبه سوری


دستانت را به من بده ، تا با هم از رو آتش بپریمم!

آنان که سوختنـد ، همه تنها بودند !

۴شنبـه سوری مبارک !


آتیشی که تو قلبم روشن کردی هیچ آتش نشانی نمی تونه خاموش کنه !

چهارشنبه سوری مبارک

.

.

.

واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونه

چهار شنبه ی اخر سال قلب من آتیش بارونه

غمهاتو آتیش میزنم سرخی آتیش مال تو

چشم حسودا کور شه از عشق میون من و تو

.

.

.

انگاری غلغله ی محشره چارشنبه سوری

گوشم از بمب و ترقّه کره چارشنبه سوری

رسم خیلی خوبیه اگه خرابش نکنیم

واسه من فشفشه یادت نره چارشنبه سوری

.

.

.

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری

افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم

زردی خاطرات بد را به آتشو سرخی عشق را از

آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

.

.

.

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان

آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش

و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

.

.

.

بهار را با چهار شنبه سوری

تابستان را با آفتاب سوزانش

پاییز را با رنگهای آتشینش

و زمستان را

با گرما ی دلنشین اجاق ها

میشناسم

هزار سال است مسلمان شده ام

اما هنوز شعله های زرتشت

در جانم زبانه میزند

.

.

.

بشد «چارشنبه» هم از بامداد / بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد

.

.

.

چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش

اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد !

ستاد روانی شدگان چهار شنبه آخر سال !

.

.

.

چهارشنبه سوری نزدیکه ، یه وقت نری از رو آتیش بپری

آخه تجربه ثابت کرده اگه بره رو آتیش کباب میشه !

.

.

.

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم

آحه آتیش کم داریم آتیش پاره !

.

.

.

مواظب باش چهار شنبه سوری برق چشمات رو با آتیش اشتباه نگیرن . . .

.

.

چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.

آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه

 




چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
.

چیه؟ توقع داشتی اینجا آتیش باشه بسوزی؟؟



چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.

.

.

آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه


سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم

آحه آتیش کم داریم آتیش پاره



چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته



چهارشنبه ای که میاد….
با یاد سرخی گونه هات..
درخشش چشمات ..
سوزانندگی لبهات..
داغی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره



تام کروز ، نیکلاس کیج ، جنیفر لوپز ، رابرت دنیرو ، یانی ، دیووید کاپرفیلد ، آنتونی رابیز ، خود من و بقیه ی ستارگان جهان ازت خواهش میکنیم چهارشنبه سوری مواظب خودت باشی



چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.

.
.
.
.
چیه؟حیف که دلم نیومد .والا این پایین یه کپسولی میترکاندم تا دیگه به حرف کنی

.
.
.
.


سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم
.
.
.
.
.
.
.
آتیش پاره

اس ام اس چهارشنبه سوری-پیامک چهارشنبه سوری-مسیج چهارشنبه سوری

دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک



گروه: ميهمان
عضويت: --

چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.

.

.

آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه

***********

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم

آحه آتیش کم داریم آتیش پاره

***********

چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته

********

چهارشنبه ای که میاد….
با یاد سرخی گونه هات..
درخشش چشمات ..
سوزانندگی لبهات..
داغی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره

*********

تام کروز ، نیکلاس کیج ، جنیفر لوپز ، رابرت دنیرو ، یانی ، دیووید کاپرفیلد ، آنتونی رابیز ، خود من و بقیه ی ستارگان جهان ازت خواهش میکنیم چهارشنبه سوری مواظب خودت باشی

*********

چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.

.
.
.
.
چیه؟حیف که دلم نیومد .والا این پایین یه کپسولی میترکاندم تا دیگه به حرف کنی

********

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم
.
.
.
.
.
.
.
آتیش پاره

********

دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک



چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.

.

.

آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه

***********

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم

آحه آتیش کم داریم آتیش پاره

***********

چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته

********

چهارشنبه ای که میاد….
با یاد سرخی گونه هات..
درخشش چشمات ..
سوزانندگی لبهات..
داغی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره

*********

تام کروز ، نیکلاس کیج ، جنیفر لوپز ، رابرت دنیرو ، یانی ، دیووید کاپرفیلد ، آنتونی رابیز ، خود من و بقیه ی ستارگان جهان ازت خواهش میکنیم چهارشنبه سوری مواظب خودت باشی

*********

چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.

.
.
.
.
چیه؟حیف که دلم نیومد .والا این پایین یه کپسولی میترکاندم تا دیگه به حرف کنی

********

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم

*********

چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.

.

.

آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه

***********

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم

آحه آتیش کم داریم آتیش پاره

***********

چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته

********

چهارشنبه ای که میاد….
با یاد سرخی گونه هات..
درخشش چشمات ..
سوزانندگی لبهات..
داغی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره

*********

تام کروز ، نیکلاس کیج ، جنیفر لوپز ، رابرت دنیرو ، یانی ، دیووید کاپرفیلد ، آنتونی رابیز ، خود من و بقیه ی ستارگان جهان ازت خواهش میکنیم چهارشنبه سوری مواظب خودت باشی

*********

چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.

.
.
.
.
چیه؟حیف که دلم نیومد .والا این پایین یه کپسولی میترکاندم تا دیگه به حرف کنی

********

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم
.
.
.
.
.
.
.
آتیش پاره

********

دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک

برچسب :

چهارشنبه سوری :)

چهارشنبه سوری :)

چهارشنبه سوری :)

چهارشنبه سوری :)

چهارشنبه سوری :)

چهارشنبه سوری :)



زردی در سرخی گم میشود،دلها در آتش سرخ میشود،این چهارشنبه بهانه ایست تا دلهای آتش گرفته خاکستری شوند.

روز جشن آتش بر دل سرخی ها مبارک

چهارشنبه سوری همه تون مبااااااالک :)

سوختن غصه هات تو آتیش آرزومه !

۴شنبه سوری بر تو  آتیش پاره مبارک !

.

.

.

دستانت را به من بده ، تا با هم از رو آتش بپریمم!

آنان که سوختنـد ، همه تنها بودند !

۴شنبـه سوری مبارک !

.

.

.

آتیشی که تو قلبم روشن کردی هیچ آتش نشانی نمی تونه خاموش کنه !

” چهارشنبه سوری مبارک”

.

.

.

واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونه

چهار شنبه ی اخر سال قلب من آتیش بارونه

غمهاتو آتیش میزنم سرخی آتیش مال تو

چشم حسودا کور شه از عشق میون من و تو

.

.

.

انگاری غلغله ی محشره چارشنبه سوری

گوشم از بمب و ترقّه کره چارشنبه سوری

رسم خیلی خوبیه اگه خرابش نکنیم

واسه منسوزانندگی لبهات..
چارشنبه سوری

.

.

.

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری

افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم

زردی خاطرات بد را به آتشو سرخی عشق را از

آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

.

.

.

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان

آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش

و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

.

.

.

بهار را با چهار شنبه سوری

تابستان را با آفتاب سوزانش

پاییز را با رنگهای آتشینش

و زمستان را

با گرما ی دلنشین اجاق ها

میشناسم

هزار سال است مسلمان شده ام

اما هنوز شعله های زرتشت

در جانم زبانه میزند

.

.

.

بشد «چارشنبه» هم از بامداد / بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد

چهارشنبه سوری گرامی باد

.

.

.

چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش

اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد !

ستاد روانی شدگان چهار شنبه آخر سال !

.

.

.

چهارشنبه سوری نزدیکه ، یه وقت نری از رو آتیش بپری

آخه تجربه ثابت کرده اگه بره رو آتیش کباب میشه !

.

.

.

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم

آحه آتیش کم داریم آتیش پاره !

.

.

.

مواظب باش چهار شنبه سوری برق چشمات رو با آتیش اشتباه نگیرن . . .

.

.

.

چنین گفت زرتشت:
" كه سوزانید بدی را درآتش ، تا ز آتش برون آید نیكی"
پس تو نیز چنین كن.

.

.

.

تخ توخ پارت پورت زارت زورت تاراخ توروخ چارشنبه سوری مبارک

طالب جالب » 

از قبل تا بعد از نوروز...(طنز)

.

سوختن غصه هات تو آتیش آرزومه !

۴شنبه سوری بر تو  آتیش پاره مبارک !

.

.

.

دستانت را به من بده ، تا با هم از رو آتش بپریمم!

آنان که سوختنـد ، همه تنها بودند !

۴شنبـه سوری مبارک !

.

.

.

آتیشی که تو قلبم روشن کردی هیچ آتش نشانی نمی تونه خاموش کنه !

” چهارشنبه سوری مبارک”

.

.

.

واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونه

چهار شنبه ی اخر سال قلب من آتیش بارونه

غمهاتو آتیش میزنم سرخی آتیش مال تو

چشم حسودا کور شه از عشق میون من و تو

.

.

.

انگاری غلغله ی محشره چارشنبه سوری

گوشم از بمب و ترقّه کره چارشنبه سوری

رسم خیلی خوبیه اگه خرابش نکنیم

واسه من فشفشه یادت نره چارشنبه سوری

.

.

.

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری

افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم

زردی خاطرات بد را به آتشو سرخی عشق را از

آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

.

.

.

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان

آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش

و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم

.

.

.

بهار را با چهار شنبه سوری

تابستان را با آفتاب سوزانش

پاییز را با رنگهای آتشینش

و زمستان را

با گرما ی دلنشین اجاق ها

میشناسم

هزار سال است مسلمان شده ام

اما هنوز شعله های زرتشت

در جانم زبانه میزند

.

.

.

بشد «چارشنبه» هم از بامداد / بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد

چهارشنبه سوری گرامی باد

.

.

.

چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش

اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد !

ستاد روانی شدگان چهار شنبه آخر سال !

.

.

.

چهارشنبه سوری نزدیکه ، یه وقت نری از رو آتیش بپری

آخه تجربه ثابت کرده اگه بره رو آتیش کباب میشه !

.

.

.

سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم

آحه آتیش کم داریم آتیش پاره !

.

.

.

مواظب باش چهار شنبه سوری برق چشمات رو با آتیش اشتباه نگیرن . . .

.

.

.

چنین گفت زرتشت:
" كه سوزانید بدی را درآتش ، تا ز آتش برون آید نیكی"
پس تو نیز چنین كن.

.

.

.

تخ توخ پارت پورت زارت زورت تاراخ توروخ چارشنبه سوری مبارک

اس ام اس مذهبی


 

 

http://bia2mob.net

 

ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت

حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا را

بر عموم مسلمین گرامی تبریک عرض میکنم  . . .

.

.

.

شما یک آسمان باران نابی / برای خشکی چشم خرابی

میان کاسه های خالی ما / نزول قطره های مستجابی . . .

ولادت امام رضا(ع) بر شما مبارک

.

.

.

اس ام اس ولادت امام رضا(ع)

آمد بهار و صحنه گلزار دیدنیست

گل جوش سبزه از در ودیوار دیدنیست

چون عمر گل چو شادی امروز ما کم است

فرصت مده زدست که بسیار دیدنیست

میلاد امام رضا(ع) خجسته باد

.

.

.

پیامک ولادت امام رضا(ع)

مژده ای اهل رضا روی رضا پیدا شد / جلوه حسن الهی به فضا پیدا شد

ضعفا روی به گلزار ولایت آرید / که گل روی معین الضعفا پیدا شد . . .

.

.

.

شعر ولادت امام رضا(ع)

حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده

اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده . . .

میلاد آقا امام رضا مبارک

.

.

.

میلاد امام رضا(ع)

ز رحمت به موسى بن جعفر خدا / گران هدیه اى را عطا مى کند

به نجمه عطا کرده حق آیتى / که حق را ز باطل جدا مى کند

قدم زد على بن موسى به عالم / که عالم بر او اقتدا مى کند . . .

.
bia2mob.net

ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت ثامن الحجج علی بن

موسی الرضا را بر عموم مسلمین گرامی تبریک عرض میکنم  . . .

.

.

.

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟

گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟

ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند

گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟

من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟

.

.

.

با نام  رضا به سینه ها گل بزنید ، با اشک به بارگاه او پل بزنید،

فرمود که هر زمان گرفتار شدید، بردامن ما دست توسل بزنید . . .

.

.

.

زآستان رضا سرخط امان دارم ٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارم

اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل  همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم

ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم ٬ درین چمن به صد امید آشیان دارم

.

.

.

کفترا پر بزنین به دور گنبد طلا دور گنبد بشینین نیابت از کرب و بلا

پر و بالهاتون رو با هم وا کنید دل به هم بدید همه آوا کنید

ذکر یا امام رضا امام رضا به زبون بگیرید و صفا کنید . . .

.

.

.
بارگاهی که به شهر قم بپاست  هم برای من مدینه هم کربلاست

خاک پاکش را غرق بوسه می کنم چون که جای پای اربابم رضاست . . .

.

.

.

آقا گداتو پس نزن  اونکه فقط می خواد یه چیز/ عمری کبوترت شدم یه بار برام گندم بریز

.

.

.

رضاجان عمریست که گوشه نشین محبتم

این گوشه را به وسعت دنیا نمیدهم یا امام الرئوف . . .

.

.

.

گمشده بودم ، غرق در کثافت شهر، آمدی از نورم کردی ، دستگیر بی دستی ام شدی!

روی شانه های ضریحت گریستم و دخیل پنجره فولادت ، طلایم کرد، حالا یاریم کن که تا

عطر معرفتت را دریابم . . .


===

حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده
اینها همه علتش فقط یک چیز است  / ایرانی ام و رضا پناهم داده . . .

میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک

.

.

.

پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد / صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد

نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو / بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزد . . .

.

.

.

مگذار مرا دراین هیاهو، آقا / تنها و غریب و سربه زانو آقا

ای کاش ضمانت دلم را بکنی / تکرار قشنگ بچه آهو آقا

عیدتون مبارک

.

.

.

کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد / بدون واسطه دم از احد نخواهد زد

گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف / به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد

بهترین شادباش ها تقدیم به شما

بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا-ع

.

.

.

خوش آمدی رضا جان جانم فدا نمایم / تبریک من پذیــری باشد همین دوایم

از جان تو را بخوانم خوشبو شود دهانم / لطفی نما رضا جان تا من به کعبه آیم . . .

.

.

.

تو را با نام آهو می شناسند / رضای حضرت هو می شناسند

تمام رعیت ملک عظیمت / به نام شاه خوشرو می شناسند . . .

ولادت امام رضا(ع) بر شما مبارک

.

.

.

یاد او در عمق دلها می شکوفد همچو نور / نام او در کام جانها می تراود همچو قند

ای حضور هشتمین، افتادگان غربتیم / دست ما را هم بگیر از لطف، ای بالابلند

عید شما مبارک

ادامه در لینک زیر


.

.

.

رضای تو را من رضایم، رضا جان / به دربار تو من گدایم رضا(ع) جان

اگر دور از مکه و کربلایم / تویی مکه و کربلایم رضا(ع) جان . . .

.

.

.

امام رضا(علیه ‎السلام)

هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى برطرف نماید

خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش برطرف سازد

(اصول کافى، ج ۳، ص ۲۶۸)

.

.

.

در باغ ولایت گل خوشبوست رضا / سروچمن گلشن مینوست رضا

نومید مشو زدرگه احسانش  / زیرا به جهان ضامن اهوست رضا

میلاد هشتمن نور ولایت، تبریک و تهنیت

.

.

.

ما در ره  ثامن الحجج هشیاریم / در حفظ حریم او قدم برداریم

گر دشمن ما خواب پریشان دیده / در سایه ی حضرت رضا بیداریم . . .

.

.

.

اى شه طوس که سرچشمه الطاف خدایى / جان ما باد فدایت که ولی ‎نعمت مایى

میوه باغ رسالت، شه اقلیم ولایت / بحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایى . . .

.

.
bia2mob.net

بهترین و ارزنده ترین خصلت ها : انجام کارهای نیک، فریاد رسی بیچارگان و بر آوردن آرزوی آرزومندان است.[1]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

از بخششی که زیان آن برای تو بیش از سودی است که به برادرانت میرسد خودداری کن.[2]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ایمان عبارت است از : اقرار به زبان
،‌شناخت با قلب و عمل نمودن با اعضاء و جوارح [3]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بالاترین درجه عقل خودشناسی است [4]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آن کس که برای رضای الله کسی را به برادری گزیند خانه ای را در بهشت بدست آورده است . [5]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 بهترین ثروت شخص و برترین اندوخته اش صدقه است [6]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خوش خلقی دو گونه است : فطری و اختیاری ولی صاحب خلق خوش اختیاری برتر است[7]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شکیبایی بر بلا زیبا و پسندیده است ولی برتر از آن صبر در برابر محّرمات است [8]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سرآمد طاعت الله تعالی صبر و رضاست [9]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است [10]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

با دوستان فروتن باش ، از دشمن احتیاط کن و با عموم مردم گشاده رو باش [11]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در شگفتم از آن کس که بردگان را با دارایی خود می خرد و آزاد می‌کند چگونه آزادگان را با اخلاق خوش خود نمی خرد . [12]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بی اعتنایی به دارایی مردم ، بهتر از بذل و بخشش است [13]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یاری کردن ناتوان ، بهتر از صدقه دادن است [14]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بهترین مال و ثروت آن است که وسیله حفظ آبروی انسان شود . [15]
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برای کودک شیری بهتر از شیر مادرش نیست [16]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آن کس که خود را در معرض تهمت قرار دهد نباید کسی را که به او گمان بد برده است ملامت کند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کسی که بیدادگری پیشه کند ، از عقوبت ایمن نخواهد ماند . [18]

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کسی که بخواهد بی نیازترین مردم باشد ، باید به آنچه نزد الله تعالی است اطمینان داشته باشد .[19]

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 آن که در راه حق صبر کند ، الله تعالی بهتر از آنچه در برابرش صبر کرده است بدو عوض خواهد داد . [20]ک مناسبتی » اس ام اس شب قدر

 

bia2mob.net

 

آیا در رؤیاهایتان، سبکبالی و لذت پرواز روح را احساس کرده اید؟ شب قدر، رؤیایی است که به حقیقت می پیوندد
التماس دعا


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


شب قدر، شب نیایش و شب بارش چشم های خاکیان بر شما آسمانیان مبارک باد و التماس دعا در لحظات قشنگ خلوتتان

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

تنگ غروب و ساحلِ شور و نواي  شب قدر
شكسته كشتي دلم، به ناله هاي  شب قدر
بر پرِ سجاده‌ي دل، گره نشسته، وا نما
اي گل سجاده نشين، به يك دعاي  شب قدر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 فرشته ها در  شب قدر براي آزادي انسانها از دستان شيطان و بخشش معاصي وبردن آنها به ملکوت مسابقه داده و منتظر نداي بنده هاي خدا هستند.  مرا دعا کنيد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


خدایا دل بهاری عاشقانت را از آفت خزان دور بدار و به گلستان رحمت خویش در  شب قدر نائل گردان که رحیم و رحمان به هر دل و جانی. التماس دعا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


  شب قدر است در‌های آسمان را برای پذیرش تضرع‌های عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس الهی می‌گشایند نگاهت به آسمان باشد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شب قدر  شب بازگشت است؛ بازگشت به آغوش مهربان خدا. قدر ، شبی است که ناامیدی از درگاه خدا رخت برمی بندد
 التماس دعاپیامک مناسبتی » اس ام اس نوروز


متن های زیبا برای تبریک سال نو


متن عشقولانه و فانتزی
اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز
هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند. .



******************************************



متن اداری
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم



******************************************


متن ادبی
سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد وامک مناسبتی » شهادت حضرت فاطمه (س) » 

همـــ92ـــدم 9


چون همیشه امیدوار وسال نومبارک...




.

.

امشب تمام آینه ها را صدا کنید  / گاه اجابت است رو به سوی خداکنید

ای دوستان آبرودار در نزد حق / درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید . . .

.

.

.

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند / بردند به دیوان عمل سنجیدند

بیش ازهمگان گناه مابود ولی /  ما را به محبت علی(ع)بخشیدند . . .

 

با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا

 


.

.

.

مارا به دعا کاش فراموش نسازند / رندان سحر خیز که صاحب نفسانند . . .

.

.

.

از عرش صدای ربنا می آید / آوای خوش خدا خدا می آید

فریاد که درهای بهشت باز کنید / مهمان خدا سوی خدا می آید . . .

.

.

.

گویند کریم است و گنه می بخشد / گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم . . . ؟

.

.

.

شرمنده از آنیم که در روز مکافات / اندر خور عفو تو نکردیم گناهی . . .

.

.

.

یا رب ز تو امروز عطا می طلبم / هشیاری و بخشش خطا می طلبم

مقبولی روزه و نماز و طاعات / از درگه لطفت به دعا می طلبم  . . .

.

.

.

یکی ازبهترین وقت های دعا که مستجاب میشه وقتی هست که از همه چیز نا امید

هستیم و یک ذره غرور هم نداریم ، بخصوص اگر موقع افطار باشد . . .

.

.

.

ز مردم دل بکن یاد خدا کن / خدا را وقت تنهایی صدا کن

در آن حالت که اشکت می چکد گرم /  غنیمت دان و ما را هم دعا کن . . .

 

 


.


.

.

امشب تمام آینه ها را صدا کنید  / گاه اجابت است رو به سوی خداکنید

ای دوستان آبرودار در نزد حق / درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید . . .

.

.

.

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند / بردند به دیوان عمل سنجیدند

بیش ازهمگان گناه مابود ولی /  ما را به محبت علی(ع)بخشیدند . . .

 

با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا

 


.

.

.

مارا به دعا کاش فراموش نسازند /+ خیز که صاحب نفسانند . . .

.

.

.

از عرش صدای ربنا می آید / آوای خوش خدا خدا می آید

فریاد که درهای بهشت باز کنید / مهمان خدا سوی خدا می آید . . .

.

.

.

گویند کریم است و گنه می بخشد / گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم . . . ؟

.

.

.

شرمنده از آنیم که در روز مکافات / اندر خور عفو تو نکردیم گناهی . . .

.

.

.

یا رب ز تو امروز عطا می طلبم / هشیاری و بخشش خطا می طلبم

مقبولی روزه و نماز و طاعات / از درگه لطفت به دعا می طلبم  . . .

.

.

.

یکی ازبهترین وقت های دعا که مستجاب میشه وقتی هست که از همه چیز نا امید

هستیم و یک ذره غرور هم نداریم ، بخصوص اگر موقع افطار باشد . . .

.

.

.

ز مردم دل بکن یاد خدا کن / خدا را وقت تنهایی صدا کن

در آن حالت که اشکت می چکد گرم /  غنیمت دان و ما را هم دعا کن . . .

 

 



.

.

امشب تمام آینه ها را صدا کنید  / گاه اجابت است رو به سوی خداکنید

ای دوستان آبرودار در نزد حق / درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید . . .

.

.

.

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند / بردند به دیوان عمل سنجیدند

بیش ازهمگان گناه مابود ولی /  ما را به محبت علی(ع)بخشیدند . . .

 

با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا

 


.

.

.

مارا به دعا کاش فراموش نسازند / رندان سحر خیز که صاحب نفسانند . . .

.

.

.

از عرش صدای ربنا می آید / آوای خوش خدا خدا می آید

فریاد که درهای بهشت باز کنید / مهمان خدا سوی خدا می آید . . .

.

.

.

گویند کریم است و گنه می بخشد / گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم . . . ؟

.

.

.

شرمنده از آنیم که در روز مکافات / اندر خور عفو تو نکردیم گناهی . . .

.

.

.

یا رب ز تو امروز عطا می طلبم / هشیاری و بخشش خطا می طلبم

مقبولی روزه و نماز و طاعات / از درگه لطفت به دعا می طلبم  . . .

.

.

.

یکی ازبهترین وقت های دعا که مستجاب میشه وقتی هست که از همه چیز نا امید

هستیم و یک ذره غرور هم نداریم ، بخصوص اگر موقع افطار باشد . . .

.

.

.

ز مردم دل بکن یاد خدا کن / خدا را وقت تنهایی صدا کن

در آن حالت که اشکت می چکد گرم /  غنیمت دان و ما را هم دعا کن . . .

 

 


آن شب شب میلاد سبز هشتمین لاله / دل را پر از عطر و صفاى یاس‎ها کردند

یامک ها » اس ام اس عاشقانه


3p طنز (سری84)



شما هم مثل من وقتی میخواید صدای تلویزیون رو کم و زیاد کنید،

حتما باید عددش رند باشه ؟
.
.
.
.
چرا دختر هاى بى ریخت اینقدر به پسرا محبت میکنن ایضا چاق ها؟
.
.
.
.
خانم ها و آقایون مهندس نقشه کش،جون مادرتون نقشه ساختمونو میکشین

این توالت و نندازین وسط پذیرایی.

عادم میره تو دیگه روش نمیشه بیاد بیرون والا
.
.
.
.
ولله این دخترا دیگه اخرشن :دی

دختره عکسشو سال ۲۰۱۰ گذاشته ف ب،حالا شبیه ته دیگه سوخته عدس پلو هستا

بعد از ۳ سال و نیم هنوز زیرش کامنت میزارن!!

تاریخ انقضا هم ندارن لامصبا
.
.
.
.
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﭽﮕﯿﺎﻡ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ

ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻨﻦ ﺑﮕﻦ ﻫﯿﺸﺶ مامان اینجاس … مامان دوست داره …

ﺍﻣﺎ ﺧﺐ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦﺧﻔﻪ ﺧﻮﻥ ﺑﮕﯿﺮ ﻻﻣﺼﺐ
.
.
.
.
مواد لازم برای ساخت یک دختر خوب و جیگر….

Adobe Photoshop
.
.
.
.
انقدر که شهرام شپره روی فهمیدن مضمون شعرهاش تاکید داره

مولانا خدا بیامرز نداشت
.
.
.
.
امروز عصر پشمک خریدیم روش نوشته بود ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﺣﺎﺟﯽ حسین ،

ﺣﺎﺟﯽ رسول ﻭ ﺣﺎﺟﯽ ذبیح اله...

ﻭﺟﺪﺍﻧﺎً ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺟﯽ ﺗﻮ ﺯﺣﻤﺖ ﺑﯿﻮفتن ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺸﻤﮏ خوردن ما!

ﺣﺎجی ها ﻣﭽﮑﺮﯾﻢ!!!
.
.
.
.
رفیقم رفته بود مصاحبه برای استخدام:

امسال سال چیه؟؟؟؟؟؟؟

- مار

- پاشو برو به بعدی بگو بیاد تو!!!!!!! :| :)))))))
.
.
.
.
از همین تریبون جا داره که به نیمه گم شده خودم اعلام کنم ...

که به گم شدنت ادامه بده من فعلا سرم گرمه!
.
.
.
.
تلویزیون یه تبلیغ گذاشته که"فرزندانتان را در دنیای مجازی تنها نگذارید"

بابام گفته از امشب با هم میریم صفحات اینترنتی رو چک میکنیم

خواستم اطلاع بدم دیگه حواستون باشه خانواده نشسته رعایت کنید

(ترجیحاً اول کامنتاتون بگید سلامون علیکم

و آخرش بزنید ادمین بزرگوار از اینکه زحمت های فراوان برای ما جوونهای خام

می کشید تا به راه راست هدایت پیدا کنیم بسیااااااااااااااااااا ر سپاس گذاریم :))

ببینم چی کار می کنید دیگه ^ _ ^ !!××!!
.
.
.
.
یاد بگیرید روزتان را با نام زیبای خدا و گور پدر بعضیا آغاز کنید . . .
.
.
.
.
دعای شب كودك:خدایا ! خودت می دونی آب كم خوردم، جیش هم كردم،

پس كمك كن صبح كتك نخورم

آمییین!!!
.
.
.
.
ساپورت چیست؟

همین که شما برای ما لایک میزنید و کامنت میذارید مارو ساپورت میکنید :-*

با تچکر :)
.
.
.
.
خو اگه شما بدونید من با چه زجری میام براتون پست میذارم لایک که سهله، ماچم میکنید! :->
.
.
.
.
کاش میشد وقتی بهش فکر می کنی براش نوتیفیکیشن بره …

پس این دانشمندا چه غلطی میکنن؟
.
.
.
.
ﺧﺮﻡ ﺳﻠﻄﺎﻥ : ﻣﻴﺎﺩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ [ﺗﻌﻈﻴﻢ] ﻭﺍﻟﺪﻩ ﺳﻠﻄﺎﻥ : ﻟﺒﺨﻨﺪ

ﺧﺮﻡ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻳﻪ ﺭبع ﻣﻴ ﺮﻳﻨﻪ ﺑﻪ ﻭﺍﻟﺪﻩ ﺳﻠﻄﺎﻥ!

ﺧﺮﻡ ﺳﻠﻄﺎﻥ : [ﺗﻌﻈﻴﻢ] ، ﺍﺯ ﺩﺭ ﻣﻴﺮﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ

ینی عاشق بازیشم ♥ ^_^
.
.
.
.
پدر و مادر حتی اگه تو یه جمعی بچه هاشونو تحقیر کنن و سرتاپاشونو ع*ن بگیرن

باز نکته ای که مهمه اینه که خیر اونارو میخوان
.
.
.
.
همچین میزنم تو دهنت که پُرِ خون بشه ها …. ”

دیالوگی آشنا از مادران محترم که هیچ وقت هم بهش عمل نکردن
.
.
.
.
تنهاخوبیه دختر مو بلوند و چشم سبز اینه که ثابت میکنه

دخترچشم و ابرو مشکی یه چیزه دیگست!!

♥●•٠·˙ حــ ـــرف دل♥●•٠·3



وقــــتي ميگم بغض دارم يعــنـــي ايـــــن



______________________

بَراے މآشتَنتــ بہ تَمآمـــ مُقَـމسآتَمــ اِلتِمآ๛ کَرމمـــ
براے هَمیـטּ حآلا اَز تَڪـ تَڪشآטּ .... މلگیرَمـ .

----------------------

نـصـــآفــــ نـيـستــــــ

کــه دُنـيــآ آنـقـَـدر کـوچَـکـــــ بـآشـَــد
کــه آدَمـ هــآي تـکـرآري رآ روزي صـَـد بــآر بــِبـيـنــي
و آنـقـَـدر بـُزرگــــــ بــآشَــد
کــه نـَتـَـوآنـي آن کَـسـي رآ کـه دلـَتـــــ مـيـخواهــَـد،
حـَـتــي يـِکــــ بــآر بـبــيـنــــي

---------------------------------------


دلم یک خنده از ته دل

یک آغوش امن

و یک دل خوش میخواد

محال ولی دست یافتنی!

آخر تضاد!!!

یعنی میشه؟
__________________

عشقِ من! نگران نباش ! انتظار لیلی را خسته نمی کند ...
تا هر چقدر که بخواهی صبر میکنم ...

تنهایی ،

عکسِتـ ،

و

خاطراتِ تلخت ،

خوب هوایم رادارند ...

-------------------------------

يادم است..

با دست هاي مردانــــه اش نوازشـــــــــم ميكرد..

انگار به يكباره خاكستـــــــر شدم وقتي..

به ياد آوردم با همان دست هاي مردانــــه اش..

نوازشـــــــــش ميكرد..

--------------------------------

دآشــتـــنــــت …



مـِـــثــل ِهـوایِ بـَــرفی ، صـُــبــحِ خــیـــلـــی زود

مـِـــثــل ِ نــَـم نــَـم ِ بـآرون جـــآده شـمــآل ،

مـِـــثــل ِ خـــوآب بــعــد از ظـهـــر …

مـِـــثــل ِ عـــشــق هــآی یــواشــکی ...

مـِـــثــل ِ دیــآلـــوگ هــآی فــیـلــم شــب یــلــدآ …

مـِـــثــل ِ بــرگــشـتــن آدمــی کــه ســـآل هـــا مــنـتـظــرش بــــودی...




آی مــــــیــــــــــچــــسـ ــــــــــــبــــــــه

♥●•٠·˙ حــ ـــرف دل♥●•٠·3




---------------------------------------

اگر حرف در دل بماند

عجیب سنگین می شود...

آنوقت جور ِزبان را

باید کمر به دوش بکشد!!
__________________


چرا دوبـاره برمیگردی؟
نبش قبر گـنـاه اسـت “مـومـن”!
بـــــفـــهـــــم… !
__________________


ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺗﻘﻮﯾمــــــــ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ﻭ

ﺍﺯ ﻣــــــــــــﻦ

ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬـــــــــــــ ـﺎﯾﯽ ﻛﻪ ﺗـــــﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ...

__________________

"" چقدر تلخ است ""

از صفحه صفحه ی ""روزگارم"""

به صفحه ی کنار "" فیسبوکم "" منتقل شدی

که دارد برای """دوستی""

تو را به من

"" پیشنهاد ""میدهد


__________________


تو روح همه کسایی که ما اونا رو دوس داریم ولی اونا ما رو دوس ندارن !
اصن خاک تو سرشون !
__________________

یه “دوستت دارم”هایی هم هست …میدونی دروغه ها …
ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه …!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



چه خوش خیال بودَم … که هَمیشه ،

فِکــــر میکَردَم ، دَر قلبـــِ تو ، مَحکومَم به حَبس ِ ابَد …!!

به یکباره جا خوردَم وَقتی زندانبان بَر سَرَم فَریـــــــاد زَد …

هِی تو … آزادیــــ !!

و صِدای ِ گامهای ِ ، غَریبه ای که به سلّولم میــ آمَد
__________________


زحمت دارد . . .
آدم بودن را میگویم !
این را میشود از مترسک ها آموخت
آن ها تمام عمر می ایستند تا آدم حسابشان کنند .


__________________

دیشـــب خـــدا آروم صـــدام كـــرد و گفــــت : خـــــوابی؟

عشــــقت داره قــــربون یــــكی دیــــگـه میــره...

اونـــوقت تــــو راحت خوابیــــدی؟؟؟!!! .....

لبخنــــدی زدم و گفتــــم : خـــــــــدا جونم "

این همون مخــــلوقی هست كـﮧ وقتــی آفریدیـــش به خودت آفـــــرین گفتی!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


قانعم..

تو قسمت من نه…

مال مردم بودی..

قربون دلم برم که مال مردم خور نیست..
__________________

زن معنــــی تمــــام نگـــاه ها را می دانـد

میداند... چـــــــه نگاهــــی برای دیدن قلـــبش است...!

چــــــه نگاهــــــی برای کشـــف اندامـــش!

به قـول ضــرب المثل قدیمــــی:

پنجـــــــره ی قـلب زن چشـــمانش است...!!!


♥●•٠·˙ حــ ـــرف دل♥●•٠·3

اس ام اس تیکه دار...



پشت یه ماشین آشغالی نوشته بود :

واسه هر آشغالـــی خودتو کثیف نکن .....
------------------------------------------

تـــو با هر سیب کرم خورده ای...
وسوسه می شوی،...
بـــــــــرو....
تو از بهشت قــــلب من رانده شده ای، در بهشت ماندن، لایق هر کس نیست...!
-----------------------------------------

لـعنـتی
بـگـذار قلــبت بـرای یک نـفـر تپـــــنده باشد
نـــه برای هـــــمه دونــــــــده باشــد
------------------------------------------

اولا بنـظر مـی رسـید که زنـدگی بــی تو
یعنـــی هیـــچ ..!
حالا که رفتی
فهمــــیدم که فقـــط به نظر می رسید ..!
------------------------------------------

نیمه گمشده را , بی خیال شو لطفا...
اگر سهم تو بود که گم نمی شد!
نیمه پیدا شده رو دریاب .........!
-----------------------------------------

به عشق در یک نگاه اعتقاد ندارم ؛ اما .... به اینکه یه نفر در یک لحظه از چشمت بیافته شدیداً معتقدم ... !!!
-----------------------------------------

مگر اینکه برفی بیاید تا بتوانیم "آدم" بسازیم ...
------------------------------------------

هیچکس رو بیشتر از کوپنش تحویل نگیرید بیچاره جو گیر میشه فکر میکنه اوراق بهاداره :!!!!
------------------------------------------

دوست داشتن
و دوست داشته شدن
یه حس خیلی قشنگِ
که بعضیا رسما
خـــــرابش کردن
------------------------------------------

سکـــــوت میکنم
بگذار حرفـــها آنقدر یکدیگر را بزنند تا بمیرن
-------------------------------------------

عشق هایت را مثل
کانال تلویزیون عوض می کنی
و افتخار می کنی،
که عشق برایت این چنین است !
و من می خندم …
به برنامه هایی که هیچکدام ،
ارزش دیدن ندارند . . .
-----------------------------------------

چرا وقتی دروغ میگی و من لبخند می زنم فکر میکنی خرم . . .
خب یه بارم فکر کن دارم به خریت تو لبخند می زنم . . !
-----------------------------------------

خدایا !
آدم خلق کردی یا تخم مرغ ؟ چرا همه تو زرد از آب در میان ؟
----------------------------------------

زمستان سردی بـــود
با هر کــَسی، گرم گرفتیم
خواست خودش را با ما گرم کند
---------------------------------------

هـــــیـــــچ وقــــت
اشــــک اونــــی که دوســـــش داری رو درنــــــیار…
چـــــون ممــــکنه هـــــــمراه اشــــــکاش
از چشـــــمش بیوفتی…
---------------------------------------

جدا …تــو کــه انــقــدر بــارِتـــه ، دیــســک ِ کــمــر نگیری…..
---------------------------------------

آدم راحتتره تنها باشه…..
تا دوستیهای صلاح مصلحتی رو تحمل کنه؟
---------------------------------------

به جز خـــــــــــــــــــدا کسی رو داری بهت بگه : “من باهاتم” ؟؟؟
---------------------------------------

مادر ! من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم ، زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی به خاطر من
----------------------------------------

آدم نیمرو باشه ولی دورو نباشه …
----------------------------------------

کاش خوشبختی هم مثه مرگ حق بود !
----------------------------------------

اون موقع ها یه عده با چادرای ماماناشون تو کوچه خاله بازی میکردن ، یه عده دنگی دنگی توپ دولایه میخریدن ، مامان های مهربون با آب سرد کهنه بچه میشستن ، بوی نون پنیر و نارنگی تو کیفای مدرسه …
همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه بزرگ شدیم !♥●•٠·˙ حــ ـــرف دل♥●•٠·˙




چه ساده بودم
آن هنگام که میپنداشتم ترکیدن بادکنک آبی ام
ناگوار ترین حادثه
عالم است .



============



خـــوابهـایـم

گاهـی...

زیباتر از زندگی ام مـی شـونــد...

کـاش گـــــاهــی...

بــــــرای همیشه خـــواب مــی مــانــدم ...!!!


========



دست هایم به آرزوهایم نمے رسند،

آرزوهایم بسیار دورند،

ولے درخت سبزم می گوید،

امیدی ...

دعایی ،

خدایی

هست..





=============


دوستـان ظـَرفـیت پُشـت تَکمـیلـهِ ...
خـوآهـِشـاً از جلـو خَنجـَر بـزَ

===================


غیـــرت مــــــردانه ات کـــــجاست ؟
زمانـــی کـــه معشــــوقه ات از تـــــجاوز تنــهایی رنــــج می کشیـــد ،
بـــه جـــای درکـــش
ترکـــش کــــردى …





============

هیچ وقـت دلِ اونــایــی که

گــریــه شــون بــی صــداســت رو نــشــکـنیــد . . . ؛

ایــن آدمــا هــیــچــکــسُ نـــدارن کــه اشــکــاشــونُ پــاک کـــنــه

=================

به سلامتیه مغز
اینقدر زرنگه كه حماقتهاش رو میندازه گردن قلب

=========

چه چيـــز در اين جهــــان

غريبانه تــر از زنـــــي استــــ كه تنهـــــــايي اش را بغـــل ميكــند

و ميپـــــوسد...

امـــا

حاضر نيســـــت ديگـــر

كسي را دوســـــــــت داشتـــه باشـــد !

:

♥●•٠·˙ حــ ـــرف دل♥●•٠·2˙22




گـاهـے بــایـد رفـت

و بعضـے چیــزهــاے بـردنـے را ، بــا خــود بــرد !

مثل یــــــاد

مثل غــرور

و آنـچـ ه مـانــدنـے ست را ، جـــا گــذاشت

مثـل خاطـره

مثـل لـبخند
__________________

وای از لحــظهــ ای کـه یادم میــفتــه

یــک چیــزی رو بایــد بهـت بگــم

امـــــــــــا

تـــو دیــگهــ نیستیــــــ !!
__________________


درد ايــن نيــست که شــبِ عــيدي

بــخواي بــهش تبــريک بــگي اما

امــا هر چــي شــمارشو بــگيري ببــيني خــاموشه !

دردِ واقــعي اينــکه ؛

جــرات نــکني شــمارتو خاموش کني

از ترسِ اينکه شايد و فقط شــــايــــد

اين شــبِ عيدي اون بهت زنگ بزنه !

آره جونم . اين دردش خيلي بــيشتره ... خيلي
__________________


پسرک....

مــــن از تـــــو کـ ـآدویِ آن چــــنآنی نمی خـوآهم

مــــآشین شــــآسی بلــــند و انگـــــشتر ِ برلــــیآن نمی خــــوآهم

من از تــــو هـــــــرروز دوسـ ـتت دارم نمی خـــــوآهم

دیوــآنگی هآیـــت بـــه دردم نمی خــــــورَد

من فــــــــقط از تــــو کمی انسآنیت

کــــمی احــــــسآس

کــــمی درک مـــــردآنه

و گـــــآهی کـ ـه پـــــر توقع بــــــآشم فقـــط کمی آغوش گــــرم میخـــــــوآهم

می فـــــــــــهمی؟؟؟!!!

___________________

بَعـضیـا هـَم هَستــنــد میــآن تــو زنـدگی ِ آدَم که بـاعـث تَنـوع بشـَن
زیــآد وارد نیسـتـَنـد بـاعـث تـَهـوع مـیشـَن

----------------------------

بعضیا باید انقدر بمونن تو ” کـَـفِـت ” که خوب تمیز شن . .
____________________

رفــتــﮧ ای ؟

بـــﮧ درک !

هنــوز هم بهـــتریــن هـا وجـــود دارنـــد


دنــبال ڪسی خواهــــم رفــت ڪــــﮧ مــرا

بـــﮧ خاطـــر خــودم بــخواهـد


نـه زاپــاسی برای بازیـچـه بودن
____________________


ماندن کنار من لیاقت می خواست

نه بهانه...

بلندتر می گویم:
♥●•٠·˙ حــ ـــرف دل♥●•٠·2˙22




گـاهـے بــایـد رفـت

و بعضـے چیــزهــاے بـردنـے را ، بــا خــود بــرد !

مثل یــــــاد

مثل غــرور

و آنـچـ ه مـانــدنـے ست را ، جـــا گــذاشت

مثـل خاطـره

مثـل لـبخند
__________________

وای از لحــظهــ ای کـه یادم میــفتــه

یــک چیــزی رو بایــد بهـت بگــم

امـــــــــــا

تـــو دیــگهــ نیستیــــــ !!
__________________


درد ايــن نيــست که شــبِ عــيدي

بــخواي بــهش تبــريک بــگي اما

امــا هر چــي شــمارشو بــگيري ببــيني خــاموشه !

دردِ واقــعي اينــکه ؛

جــرات نــکني شــمارتو خاموش کني

از ترسِ اينکه شايد و فقط شــــايــــد

اين شــبِ عيدي اون بهت زنگ بزنه !

آره جونم . اين دردش خيلي بــيشتره ... خيلي
__________________


پسرک....

مــــن از تـــــو کـ ـآدویِ آن چــــنآنی نمی خـوآهم

مــــآشین شــــآسی بلــــند و انگـــــشتر ِ برلــــیآن نمی خــــوآهم

من از تــــو هـــــــرروز دوسـ ـتت دارم نمی خـــــوآهم

دیوــآنگی هآیـــت بـــه دردم نمی خــــــورَد

من فــــــــقط از تــــو کمی انسآنیت

کــــمی احــــــسآس

کــــمی درک مـــــردآنه

و گـــــآهی کـ ـه پـــــر توقع بــــــآشم فقـــط کمی آغوش گــــرم میخـــــــوآهم

می فـــــــــــهمی؟؟؟!!!

___________________

بَعـضیـا هـَم هَستــنــد میــآن تــو زنـدگی ِ آدَم که بـاعـث تَنـوع بشـَن
زیــآد وارد نیسـتـَنـد بـاعـث تـَهـوع مـیشـَن

----------------------------

بعضیا باید انقدر بمونن تو ” کـَـفِـت ” که خوب تمیز شن . .
____________________

رفــتــﮧ ای ؟

بـــﮧ درک !

هنــوز هم بهـــتریــن هـا وجـــود دارنـــد


دنــبال ڪسی خواهــــم رفــت ڪــــﮧ مــرا

بـــﮧ خاطـــر خــودم بــخواهـد


نـه زاپــاسی برای بازیـچـه بودن
____________________


ماندن کنار من لیاقت می خواست

نه بهانه...

بلندتر می گویم:

"به درک" که رفتی!

"به درک" که رفتی!
♥●•٠·˙ حــ ـــرف دل♥●•٠·2˙22




گـاهـے بــایـد رفـت

و بعضـے چیــزهــاے بـردنـے را ، بــا خــود بــرد !

مثل یــــــاد

مثل غــرور

و آنـچـ ه مـانــدنـے ست را ، جـــا گــذاشت

مثـل خاطـره

مثـل لـبخند
__________________

وای از لحــظهــ ای کـه یادم میــفتــه

یــک چیــزی رو بایــد بهـت بگــم

امـــــــــــا

تـــو دیــگهــ نیستیــــــ !!
__________________


درد ايــن نيــست که شــبِ عــيدي

بــخواي بــهش تبــريک بــگي اما

امــا هر چــي شــمارشو بــگيري ببــيني خــاموشه !

دردِ واقــعي اينــکه ؛

جــرات نــکني شــمارتو خاموش کني

از ترسِ اينکه شايد و فقط شــــايــــد

اين شــبِ عيدي اون بهت زنگ بزنه !

آره جونم . اين دردش خيلي بــيشتره ... خيلي
__________________


پسرک....

مــــن از تـــــو کـ ـآدویِ آن چــــنآنی نمی خـوآهم

مــــآشین شــــآسی بلــــند و انگـــــشتر ِ برلــــیآن نمی خــــوآهم

من از تــــو هـــــــرروز دوسـ ـتت دارم نمی خـــــوآهم

دیوــآنگی هآیـــت بـــه دردم نمی خــــــورَد

من فــــــــقط از تــــو کمی انسآنیت

کــــمی احــــــسآس

کــــمی درک مـــــردآنه

و گـــــآهی کـ ـه پـــــر توقع بــــــآشم فقـــط کمی آغوش گــــرم میخـــــــوآهم

می فـــــــــــهمی؟؟؟!!!

___________________

بَعـضیـا هـَم هَستــنــد میــآن تــو زنـدگی ِ آدَم که بـاعـث تَنـوع بشـَن
زیــآد وارد نیسـتـَنـد بـاعـث تـَهـوع مـیشـَن

----------------------------

بعضیا باید انقدر بمونن تو ” کـَـفِـت ” که خوب تمیز شن . .
____________________

رفــتــﮧ ای ؟

بـــﮧ درک !

هنــوز هم بهـــتریــن هـا وجـــود دارنـــد


دنــبال ڪسی خواهــــم رفــت ڪــــﮧ مــرا

بـــﮧ خاطـــر خــودم بــخواهـد


نـه زاپــاسی برای بازیـچـه بودن
____________________


ماندن کنار من لیاقت می خواست

نه بهانه...

بلندتر می گویم:

"به درک" که رفتی!
-------

 




لَعنتـي ايـن چـه رسميـست؟

پيــراهـنـش را مــن بـرايـش خــريدم.!

يکـي ديـگه از تـنش درآورد...

--------------------------------

هیــچ گاه…

به خاطــر هیــچ کــس..

دست از ارزشهایت نکش..

چون زمانـی که اون فــرد از تــو دسـت بکشـد ..

تــــو می مانـی و یـک “مـن ” بـی ارزش…..!

--------------------------------------

ایـטּ تـــ ــو نیستے کهـ مــَرآ اَز یآد بــُردے

ایـטּ منمـ کهـ بـﮧ یـــآבمـ اجآزه نــمے دهــم

حــَتے اَز نــزدیکے ذِهـטּ تو عــُبور کــُند

صـُحبــَتـ از فــــرآموشے نیستــ صــُحبــَتــ از لیـــآقــَتـ استــ !

--------------------------------

وقت هایی هست که

یک سیگار می تواند تمام فکرهای تو باشد

که دود می شود

و می رود هوا

و بعد...

نقطه سر خط .

--------------------------------

سخته كه ندونی چه حسی داری...

سخته كه ندونی منتظر كی هستی...

قلبت چرا خیلی وقتها تند تند مثل تگرگ یا باران به قفسه سینه ات می زنه...

خیلی درده كه نمی تونی احساست رو بیان كنی...

ندونی كه یك عمر چشم به راه كی نشستی...

چرا بغضی توی سینه ات سنگینی می كنه...

ما احساساتی داریم كه انگار هنوز تعریفی براش صورت نگرفته...!!

فقط دلم تنگه, گرفته و نمی دونم چرا...!!!

-------------------------------------


زمانی می رسد .....

.

.

.

.

که تمام عاشقانه هایم برای تو در یک کلام خلاصه می شود :


گور بـــــــا بــــات

----------------------------------
برای خیانت هزار راه است .....

اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست!!

---------------------------------

شرط عشق آن است که دلت آغـــوش بخواهد نه جسمت

--------------------------------
در سال حماسه اقتصادی انشاء‌الله یک همت دیگه کنید پراید بشه هم قیمت لامبورگینی.
--------------------------------

زن داداش چیست؟

مارمولکی موذی و خطرناک که بطور مرموزی نظم خانواده را بهم میزند؛ در حالی که معتقد است

منشاء تمام مشکلات خواهرشوهر است !

-------------------------------
صدا و سیما فقط منتظر میشینه ببینه شبکه های ماهواره ای چی میسازن که بشینن تو خنده بازار
مسخرش کنن و علیه ش مستند بسازن و کپیش کنن
ینی خلاقیت دمپایی پلاستیکی از اینا بیشتره

-------------------------------------

ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ، ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺩﺍﺷﺖ ﺩﻋﺎ ﻣﻲ ﻛﺮﺩ ... ﺗﺎ ﻣﻨﻮ ﺩﻳﺪ ﮔﻔﺖ :
.
.
.
ﺍﻳﻨﻮ ﻣﻲ ﮔﻤﺎ ﺧﺪﺍ !!!

----------------------------------------
وقتی قیمته خونه 2 برابر میشه . . .واکنش مردمه دنیا : این چه وضعیه؟ مسولین رسیدگی کنن

باید رئیس جمهور استعفا بده... وزیره اقتصاد باید استعفا بده !

واکنش مردم ایران : آخ جون .. یعنی خونه ی ما هم دو برابر میخرند؟!؟!

----------------------------------------

امروز بعد مدت ها دیدم گوشیم زنگ خورد. پریدم که زود جواب بدم دیدم سر زنگ دوم خاموش شد.
هر کاری میکنم روشن نمیشه :|
فک کنم از هیجان زیاد خودشم دچار حمله قلبی شده سکته کرده بیچاره :| :)))

---------------------------------------


یه بارم با مخاطب خاصـــــم رفتیم کــــوه

لبه پرتگــــاه پاهاش سُر خورد دستاشـــو گرفتم که نره

اما یاد این جملـــه افتادم که میگه عشقتـــــو رها کن اگه برگشت که

مال توئه اگه نه از اولــــم مال تو نبوده

منم دستاشــــو رها کردم برنگشت یعنی منـــــو نخواست کیصــــــــافط؟؟؟؟؟


 

اس ام اس فک فامیل ما داریم

 


بابام به من میگه این ترم که رفتی دانشگاه چهار واحد ادب و شعور بردار !
من برم کتابمو بدم پدر و مادر واقعیم ازم سوال بپرسن …
.
.
دقایقی پیش مامانم سراسیمه اومده تو اتاقم میگه یه بسته گوشت از فریزر گم شده تو برنداشتی ؟
خو مادر من ، من گربه ام ؟ درنده ام ؟ چی ام ؟ که فکر کردی یه بسته گوشت خام و یخ زده رو میتونم برداشته باشم ؟
.
.
ﺍﺯ خواهرزادم پرسیدم دایی جون ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻩ ﯾﺎ ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ ؟
ﮔﻔﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ هیچکدومو ﻧﺪﺍﺭﯼ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﺩﺍﺭﻩ ؟؟؟
من
پول
قیافه
خوشتیپی
آنتونیو باندراس
مرحوم هوگو چاوز
.
.
یه خواهرزاده دارم ۶سالشه از صب که پا میشه به همه چرت و پرت میگه تا شب !
امروز خیلی بی اعصاب بود برگشته به مامانش میگه : عجب گ.ه.ی خوردم که شماها منو به دنیا آوردین !
کلا نسل جدید داغونن …
.
.
به بچه داداشم که به زور ۹سالشه میگم داماده عمه میشی بیای دخترمو بگیری ؟
میگه حالا وایسا ببین شوهر گیر خودت میاد !!!
فعلا من …
بهش میگم خوب اگه شوهر کردم تو میای با دخترم عروسی کنی ؟
میگه اگه باهام کل کل نکنه و سیبیل نداشته باشه و کلا زن زندگی باشه شاید بگیرمش !
دوباره من …
من همسن این بودم فکر میکردم مامان بابام با هم خواهر برادرن …
.
.
یه بار زنگ درو زدن منم رفتم جلوی در گفتم بفرمایید ! طرف گفت با داداشتون کار دارم …
منم گفتم یه لحظه گوشی !
اصن یه وضی بخدا ! الان پدر و مادرم دارن دنبال بچه واقعیشون میگردن …
فرستنده : پریا
.
.
تلویزیون داشت می گفت کودک لطیف است با آن به درستی برخورد کنید !
در راستای مسخره بازی به مامانم میگم : ماماااااان من لطیفماااااا …
مامانم : عزیزم تو دیگه از لطافت دراومدی کثاااااافط شدی !!!
به نظر شما آلبوم دادم بیرون اسمشو چی بذارم ؟

.
.
یه دختر خاله دارم به زور ۴سالشه ۱۳سال تفاوت سنی داریم ساعت ۵ صبح اومده میگه یا پا میشی یا تو چشات جیش میکنم !
فامیل دیکتاتوره داریم ؟
.
.
یه روز دوست داداشم زنگ زد خونمون مامانم گوشیو برداشت ، یارو گفت : آقا سینا هستن ؟ مامانم گفت : نخیر ، دستشویی تشریف دارن !!!
یه همچین مامانی دارم من ؛ پسرشو تحویل میگیره در حد لالیگا !
.
.
داداش دوستم رفته مسافرت ماشینشو یه هفته داده دست دوستم باشه اونوقت داداشِ منم وقتی میره بیرون شلوارَکِشو قایم میکنه نکنه من بپوشمش !
از داداش هم شانس نیاوردیم …
.
.
بابام دو هفته س تا میرم پای کامپیوتر میاد بغلم میشینه دستمو می گیره چُرت می زنه ؟
دیشب بهش میگم این کارا واسه چیه ؟؟؟
میگه تلوزیون گفته فرزندان خود را در دنیای مجازی تنها رها نکنید !
.
.
ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻓﯿﻠﻢ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ﻃﺮﻑ ﺩﻭ ﺷﺨﺼﯿﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺯﺭﺕ ﻭ ﺯﺭﺕ ﻣﯿﺰﺩ ﺁﺩﻡ ﻣﯿﮑﺸﺖ ، ﯾﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﻋﯿﻦ ﯾﻪ ﺑﭽﻪ ﮔﻮﮔﻮﻟﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻧﮕﺎﺕ ﻣﯿﮑﺮﺩ !
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻧﮑﻨﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻤﻮﻧﻢ ﺩﻭ ﺷﺨﺼﯿﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ؟
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ : ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﻢ ﺑﯽ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺑﻮﺩ ﭼﻪ ﺑﺮﺳﻪ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺷﺨﺼﯿﺖ !
ﯾﻨﯽ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺩﺭ ﺣﺪ ﻫﯿﺮﻭﺷﯿﻤﺎ ، ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﯿﮑﻪ ﻫﺎﺷﻮ ﺟﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ؛ بعدشم دارم میرم یونیسف !
.
.
مریض بودم مامانم داشت داروهام رو میداد که داداش کوچیکم اومد گفت منم از اینا میخوام !
مامانم گفت الهی مامان بمیره برات ، اینا پی پیه فقط داداش باید بخوره …
بچه هم گفت : اه اه و رفت دنباله بازیش !
تا چند روز وقتی میرفتم WC همش خودمو با سوراخ توالت مقایسه میکردم !!!
.
.
مامانم شیر خریده ماست زده خاله م بهش گفت اگه واقعا میخوای خودکفا بشی باید یه گاو هم ببندی توی حیاطتون که دیگه پول شیر ندی !
مامانم گفت والا یه گاو بستیم اینجا ولی فقط مث گاو سرش تو کامپیوتره شیر نمیده اصن !
.


.
دوستم وکیله یه روز رفته دادگاه واسه کار اداری ، سر و کارش افتاده به یه مرد جدی و بداخلاق !
یارو گفته مثل اینکه تا به حال منو ندیدید ؟ دوستم هول کرده گفته خیر ، زیارت نداشتیم سعادت کنیم شمارو !!!
.
.
داداشم میگه وقتی موهاتو سیخ سیخی میکنی شبیه فرچه توالت میشی !
.
.
دیشب مهمون داشتیم خواهر کوچیکم داشت چایی تعارف میکرد ، به زن عموی بابام که رسید به خواهرم گفت : الهی پیر شی ؛ آبجیه منم که معنیه این حرفو نمیفهمید گفت الهی خودت بمیری …
تا نیم ساعتم رفت تو اتاقش گریه کرد !
.
.
دیروز دراز کشیده بودم داشتم چنتا تمرین حل میکردم …
بابام اومده منو دیده محکم گرفته منو که نتونم تکون بخورم بعد بلند بلند میگه : خانوم پاشو بیا اون دوربین عکاسی رو هم بیار یه صحنه ی نادر پیش اومده !
مامانم دوربینو آورده بابام یه عکس ازم گرفته میگه این صحنه هر صدسال یه بار پیش میاد !!! اگه این عکسو بذارم اینترنت معروف ترین آدم دنیا میشم …
آیا من سر راهیم ؟؟؟
آیا فک و فامیله داریم ؟؟؟
آیا این داستان واقعی است ؟؟؟
.
.
داشتیم فیلم هندی میدیدیم سلمان خان با یه کلاش یه گردان زرهی رو نابود کرد !
گفتم بابا اینا خالی بندیه !!!
بابام برگشت گفت خالی بندی اینه که راننده سیگار میکشه ولی تو بوی سیگار میدی !
هیچی دیگه ضایع شدم و همه رو به دیدن ادامه فیلم دعوت کردم …
.
.
داداشم زد شیشه ادکلونو شیکوند ، با عجله میگه زود باش چند تا لباس بیار بکشیم روش حیفه !
تو کف مدیریت بحرانشم …




ادامه نوشته

طنزنوشته های جدید خنده دار و جک های دست اول امروز


این روزا آدم جرات نداره با یکی درد و دل کنه ؛
یارو تا بهت ثابت نکنه از تو بدبخت تره ولت نمیکنه !
.
.
.
شاعر میگه : بنی آدم اعضای یکدیگرند،
اما مشخص نکرده که مثلا من دقیقا جیگر کی هستم !!!
.
.
.
مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !
.
.
.
ما اگه پای سفره بگیم مامان دستت درد نکنه چقد غذات خوشمزه شده ،
مامان خانم شکست نفسی میکنه میگه نه مامان گشنته فکر میکنی خوشمزه شده …
اگه بگیم این چیه درست کردی ؟ چقد بدمزست ؟
میگه تو سیری … بلندشو برو گمشو اینقد ایراد نگیر …
یعنی الان وضعیتمون اینه ! فک و فامیل در حد تیم ملی شنای بانوان اسپانیا !!!
.
.
.
بزرگترین حالگیری تو امتحانا این بود که،
پشت سوالی که جوابش یکی دو کلمه بود ، یه چرا (یا توضیح دهید) اضافه میکردن !
.

نوشته های خنده دار جدید در ادامــه مطلب


.
.
میدونستید بر طبق قانون اگه ۱ مرد با ۱ زن مجرد تصادف کنه
و منجر به نقص عضو او بشه باید با او ازدواج کنه ؟
فقط هول نشید …خیابون پر ماشینه
این ماشین نشد … ماشین بعدی
به امید موفقیت !
.
.
.
رفتم یوگا اسم بنویسم شک داشتم که حوصلم میشه برم یا نه !
یارو گفت میای کلاس ملافه و بالشم بیار ؛ فهمیدم همون ورزشیه که یه عمر دنبالش بودم …
.
.
.
قابل توجه شما دانشجوی عزیز
واحد دانشگاهی دو حالت داره:
۱- واحد های سختو که نمیشه خوند
۲- واحد های آسون هم که ارزش خوندن نداره !
.
.
.
حیف نون ناراحت بوده
از میپرس چرا ناراحتی ؟
میگه نمی دونم چرا زنا این قدر به شوهراشون مشکوکن
۴ تا زن دارم همشون اینجورین !
.
.
.
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش ؟؟؟
پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد !
.
.
.
یه ساندویچ خریدم الان روش با فونت ۳۶ نوشته با سس یک نفره ی رایگان !
انگار مثلا بلیط سفر به پاریس گذاشته باشه توش !!
.
.
.
به غضنفر میگن پسرت رکورد المپیک رو شکشته !
میگه: من که یه ریال هم خسارت نمیدم !
.
.
.
غضنفر میره سیرک میگه میخوام استخدام بشم!
میگن چه کارى بلدى؟
میگه بلدم اداى کلاغ رو در بیارم!
میگن اونو که مام بلدیم:قار قــار…! بفرما بیرون…
غضنفر هم پــــــرواز میکنــه و میــره..!!!
.
.
.
رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟
پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟ از کارت راضی هستی یا نه !
.
.
.
عشق با جمله : “تو با بقیه فرق داری ” شروع میشه
و به جمله ” تو هم مثل بقیه ای” ختم میشه !
.
.
.
لقمان را گفتند پارک دوبل از که آموختی ؟؟؟
گفت از بانوان …
.
.
.
+ ای که از کوچه معشوقه ما میگذری !
- هان ؟؟؟
+ بفرمایید در خدمت باشیم ، چایی ، شربتی ، چیزی ؟ آخه اینطوری که نمیشه !!!
- باوشه …
.
.
.
ابی میگه :
رویای من اینه … دنیای بی کینه
دنیای بی کینه … رویای من اینه
مشخصه داره این دوتا رو به هم دیگه معرفی میکنه …
.
.
.
به بابام میگم بابا این مبل ها دیگه قدیمی شده ۳ساله داریمشون،
بندازیمشون دور یه دست جدید بگیریم ؛
برگشته میگه تو رو هم ۱۸ساله دارم اگه به دور انداختن باشه باید تو رو اول بندازم دور !!
فک و فامیله داریم؟!
.
.
.
ببین هرگز به جزیره آدم خوار ها نزدیک نشو !
آخه تا بیای ثابت کنی ادم نیستی خوردنت !!!
.
.
.
یکی از بدترین لحظات زندگی موقعیه که،
وقتی یه برنامه نصب میکنی تموم که میشه پیام میده سیستم رو ری استارت کنید !
.
.
.
عزیزم علاوه بر اینکه جات خالی نیست تازه سر اینکه کی جات بیاد دعواست …
موفق و پیروز باشی …!
.
.
.
یکی از دلایلی که من نرفتم المپیک اینه که،
خونوادم حوصله مهمون و دوربین صدا و سیما تو خونمون رو نداشتن …
.
.
.
سالها پس از منقرض شدن مرغ :
مادر به دختر : دختر لگد به بختت نزن ! پسره قول داده یه جوجه رنگی مهرت کنه !
.
.
.
دقت کردین هیچ صدایی مث صدای پخ پخ نی توی پاکت شیر یا آبمیوه ناامید کننده نیست؟
.
.
.
بگو دوچرخه…..سیبیل بابات میچرخه
بگو فرانسه..…بابات قد آدامسه
بگو خاک انداز..…خودتو جلو بی انداز
بگو متکا..…بخور از این کتک ها
بگو چاقو..…برو بچه دماغو
بگو اشرف…..دلم برات قش رفت
از تفریحات سالم ما دهه شصتی ها !!
.
.
.
دیشب مهمون داشتیم بابام دیر کرده بود نیومده بود …
مامانم به من : یه “تک بزن” به بابات بگو مهمونا اومدن پس چرا نمیای ؟ بگو نوشابه هم بخره ؟
راستی بهش بگو یه بسته چیپس سیب زمینی هم واسه کنار مرغ بخره و زود بیاد …
من : همه اینا رو با یه تک زنگ بگم دیگه ؟
مامانم : خب یه مسیج بهش بزن و زود قطع کن !!!
.
.
.
یه دسته هستن که عین کلاغ منتظرن تلفنت تموم بشه تا سریع بپرسن کی بود؟
حالا اینا قابل تحملن…
اما اون دسته ای که وسط مکالمه ات هی می پرسن کیه کیه رو باید حلق آویز کرد!
.
.
.
تو خارج حتی گداهاشونم خارجی حرف میزنن …
ما کجائیم و اونا کجا … وااای میبینی ؟!!!
.
.
.
همه حرووف الفبای انگلیسی رو اینطوری یاد گرفتن یا فقط من اینطوری ام؟
A B C D E F G H I J K elemeno P Q R S T U V W X Y Z
.
.
.
معلوم نیست این درس عبرت چند واحده لامصب!
تموم نمیشه…
.
.
.
اگه یه موقعی تو یه موقعیتی گیر کردین که یکی می خواست بکشتتون زودی بگین :
بکش ! بکش راحتم کن معطل چی هسسی؟ د یالا لعنتی !
تو همه فیلما امتحان خودشو پس داده.
البته در مورد سیلی پدر کاملا بی نتیجه بوده !
.
.
.
تو کز محنت دیگران بی غمی
لذت زندگی رو تو داری میبری واقعا !
.
.
.
دماغتون رو بگیرید و سعی کنید برای ۵ ثانیه بگید «ممممممممم»
بعله یه همچین کارایی بلدم من !
.
.
.
داره رعد و برق میزنه مامانم میخواد بره پشت بوم لباسارو جمع کنه ،
میگه وای چه رعد و برقی نکنه برق بگیرتم ؟!؟!؟! پاشو تو برو …
ینی دهنم وا موند از این حرف مامانم …
من سر راهیم ، میدونم !
.
.
.
خدایا این همه چاله انداختی توی زندگی ما
خب یه دونشو مینداختی رو لوپمون !
.
.
.
به منشی شرکتمون میگم برو تو پروگرام فایل
میگه کامپیوترو روشن کنم ؟
گفتم په نه نه , چند تا سوراخ پشت کیس گذاشتن
از اونجا سعی کن به حول و قوه الهی وارد بشی !!
.
.
.
زدم به بی خیالی ، چیزی هم نشده ها ولی وایسادیم افسر بیاد …
.
.
.
یه قانونی هست که میگه :
شما هیچوقت به چیز غیر ضروری احتیاج پیدا نمیکنید،
مگر اینکه اونو داده باشین به یه نفر دیگه …
.
.
.
میگه دوستت دارم بی آنکه دلیلش رو بدوونم …
منم همین طرز فکرو نسبت به باز کردن درِ یخچال دارم …
.
.
.
یک ژن در هر راننده ی ایرانی هست،
به این ترتیب که بعد از پشت سر گذاشتن یک خطر تصادف،
باید به مدت ۱۵ دقیقه تخته گاز رانندگی کنند تا نشان بدهند راننده‌ی قابلی هستند !
.
.
.
دوستم میگه چرا انقدر غذات کم شده ؟
میگم : تو رژیمم …
میگه رژیم لاغری ؟!
میگم پَ نه پَ رژیم صهیونیستی !!
.
.
.
اینقدر بدم میاد از اینایی که باهاشون چت میکنی
وقتی چت تموم میشه میخوان برن بخوابن
میگن خب دیگه شب بخیر، زرت یهو آف میشن!!
آیا نباید صبر کرد تا جواب شب بخیر را شنید!؟
آیا طرف مقابل ساقه ی کرفس است!؟ و غیــره
.
.
.
رفتم اصلاح کامل .. گفت : ۳ تومن
یه بار گفتم قسمتای جلو موهامو دست نزن .. گفت : ۳ تومن
یه بار دیگه گفتم فقط موهای رو گوشم رو کوتاه کن .. گفت : ۳ تومن
هوس کردم برم یه نصف تیغ ازش بخرم، ببینم قیمت چنده؟!!
.
.
.
رفتم تو کوه داد زدم .. یعنی از من خوشگل ترم هست !؟
صدا اومد هست هست هست … هیچی دیگه برگشتم خونه!
.
.
.
آدمایی که تو تابستون سرما میخورن ،
همونایین که میخوان برن عروسی کفتر میرینه رو لباسشون …
میرن توالت آب قطع میشه …
میرن حموم برقا میره …
ماشینشونو میبرن کارواش بعدش بارون میاد …
دلار و طلا بخرن ارزون میشه بعد تا فروختن ۲ برابر میشه …
روزی که ریملشون قشنگ باشه حتما گریه شون درمیاد …
روزی که ماشین نداشته باشن بارون میاد !
.
.
.
دیروز عمل داشتم ؛ کل اعضای خانواده ام اصرار پشت اصرار ما میخواییم بیایم !
خلاصه ۴تایی رفتیم یه بینی عمل کنیم ،
بعد تو کلینیک همه چنبره زده بودن رو کمپوت و آبمیوه های من !
منم رسما نقش ساقه ی کرفس رو ایفا میکردم !
هیچکی نبود یه لیوان آب بده دست ما !
توی اون فضا واقعا قطرات عشق بود که می چکید  !!!
فک و فامیله داریم ما ؟!!
.
.
.
چند تا مورد هست میگم قشنگ با حس بهش فکر کنین… باشه ؟!!
۱-کشیدن دندون رو چوب بستنی
۲-ناخون کشیدن رو موزایک
۳-جویدن کانوا
۴-کشیدن ناخون رو تخته سیا
۵-کشیده شدن سفت بیل رو آسفالت زیر ماسه
۶-کشیدن سکه رو مزاییک
۷-کشیدن دو تا یونولیت به هم
۸-کشیدن چنگال رو فلز
۹-کشیدن دندون ها بهم
۱۰-کشیدن ناخن رو دیوار
هرچی فحش هم بدی خودتی!
.
.
.
عاشق اون صحنه ایم که چن نفر با هم میریم رستوران میخوایم حساب کنیم !!
یکی زیپ کیفش وا نمیشه !
یکی داره دنباله کیفش میگرده !
یکی دکمش گیر کرده !
یکی دستش تو جیبش تو همین لحظه جا نمیشه !!
اون یکی گوشیش زنگ میخوره !
اون یکی کیفش تو ماشین جا مونده !
ینی یه همچین آدمهایی هستیم ما !
آخرشم من باید حساب کنم ، من که حالیمه !
.
.
.
اون دخترایی که وقتی یه روز نمیبینیشون اعصاب واست نمیمونه !
اون دخترایی که شب پشت تلفن دوتایی خوابتون میبره!
اون دخترایی که باهاشون میری شمال و دیگه دلت نمیخواد برگردی!
اونایی که بهت زنگ میزنن قـــــــــــــند تو دلت آب میشه!
همونایی که وقتی کنارت نشستن بهت اس ام اس میدن دوست دارم !
اونایی که قربون صدقه می رن دلت ضعف می ره !
همونایی که وقتی از دور می بیننت قند تو دلشون آب می شه
و یه لبخند میاد گوشه لبشون !
این دخترا اصلا به دنیا نیومدن،
تا حالا هیچ گونه ای از این آدما مشاهده نشده که بخواد منقرض هم شده باشه
گفتم که در جریان باشید داداشای گوﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ زن ﺭﺍ آﻓﺮﯾﺪ ﮔﻔﺖ :
به به ﭼﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﻡ !
ﺳﭙﺲ مرد ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
عیبی نداره سوار ماشین مدل بالا بشن به چشم میان :D
.
.
.
این که تو فیلما نشون میدن زن با پاشنه بلند میدوئه ، همش جلوه های ویژس …
الان دختر خالم با کفش پاشنه بلند نشسته بود رو مبل چایی از دستش افتاد ! :lol:
.
.
.
ﺩﺧﺘﺮ : ﺗﻮ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻤﯽﮐﺸﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻦ ؟
ﭘﺴﺮ: ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ؟!
ﺩﺧﺘﺮ: ﻧﻪ ، ﻓﻘﻂ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ! :lol:
.
.
.
هرکس به طریقی دل ما می شکند , اما تو خیلی خلاقیت به خرج دادی . . .
.
.
.
۲۶ سـالمـه ، واسـه خـودم مــَـردی شـدم
سیبـیـــل دارم ، صبـحا میـرم نـون میـگیـرم واسـه خـونـه
بـاز شیـرینـی و آجیـل رو ازم قـایــم میـکـنـن :|
.
.
.
صحبت های عاشقانه یارو به نامزدش:
پسته بخور عزیزم !! :D
.
.
.
پشه اومده خونمون
مامانم میگه:
بذار خونتو بخوره سنگین شه بکشیمش
شب نیاد داداشتو بخوره ! :|
من مامان بابای واقعیمو میخووووواااااام
.:Dزنها مثل میوه اند
هر کدام رنگ شکل و مزه خودشان را دارند …
اما مشکل مردها اینه که عاشق سالاد میوه اند …! :|
.
.
.
عکاس سرکلاس درس اومده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیره،
معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع بشن
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه ‌تون بزرگ شدید
به این عکس نگاه کنید و بگید:
این احمده ،الان دکتره ، یااون مهرداده ، الان وکیله
یکى از بچه‌ها ازته کلاس گفت : اینم آقا معلمه، الان مـــــــــــــرده ! :lol:
.
.
.
با سلام
یارانه شما این ماه واریز نمیشود
شما را در پراید مشغول خوردن پسته دیده اند ! :D
.
.
.
لیست فیلمهای سینمایی ایام نوروز اعلام شد :
او یک پراید سوار بود
بوی خوب پسته
بابا با گوشت گُریخت
رویای سفر در عید
جدال مهمانان بر سر آجیل
بخاطر ۵۰۰ تومان عیدیه بیشتر
گریز از میزبانی
مرغ ترکیه ای یا مرغ تایلندی
و …
.
.
.
ﺑﻪ یارو ﻣﻴﮕﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺗﻮ ﺗﺎﻛﺴﻰ ﻛﻰ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﺑﺸﻴﻨﻪ؟
ﻣﻴﮕﻪ: ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﺰﺩﺵ! ﻣﻴﮕﻦ : ﭼﺮﺍ ؟
ﻣﻴﮕﻪ: ﺍﻭﻧﺎ ﻣﻴﭽﺴﺒﻦ ﺑﻪ ﻫﻢ ، ﺟﺎﻯ ﻣﻦ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﻴﺸﻪ ! :D
.
.
.
داشتم ماهی میخوردم که یهو استخون ماهی گیر کرد توی گلوم
هر کاری کردم در نیومد ،مجبور شدم زنگ بزنم به خدمات شرکت glx :Dﺷﺮﻛﺖ ﺟﯽ ﺍﻝ ﺍﯾﮑﺲ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻛﻪ ﮔﻮشی ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯ ﺟﯿﺐ ﺩﺭﻣﻴﺎﺩ ؛
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ ﻣﺎ ﯾﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﮐُــﺮﺩﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺗﺒﻠﺖ ﻣﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﺗﻮﺵ!
ﺍﺧﯿﺮﺍ ﻟﭗ ﺗﺎﭘﻢ ﺗﻮﺵ ﺗﺴﺖ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺑﺎﺯﻡ ﻣﺜﻞ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ :D
.
.
.
شرایط جدید ازدواج :
پراید داشته باشه :)
تو افق ویلا داشته باشه :)
به موقع محو شه و سرِ وقت ظاهر شه :)
گوشیش راحت از جیب در بیاد :lol:
.
.
.
نظر به اینکه عید دیدنی به صورت رفت و برگشت انجام میشه
و با توجه به گرانیهای اخیر جهت رفاه حال مردم
سال ۹۲ عید دیدنی به صورت تک حذفی برگذار میشود!
.
.
.
تـا حـالا کیـش رفتـین؟ تـاکسـیا ­شون همـه تـویـوتـان بی کـلاســـــا !
مـا تـو شـهرمـون همـه تـاکـسـیا پــــــرایـــــدن پــــــرایـــــــد ! :D
.
.
.
یارو میره پیش دکتر متخصص میبینه ویزیتش بیست هزار تومن شد!
به دکتر میگه: اگه تخفیف میدی بگم کجام درد میکنه،
وگرنه خودت بگرد پیداش کن! :D
.
.
.
یکی از فانتزی هام اینه برم سره کلاس هندسه،
… بگم این درسا بسه
کاشکی این زنگ بخور دل به دلدار برسه !!
بعد استاد حذفم کنه !
من پاشم نگامو بندازم توو نگاش
درحالی که میرم تو افق،
بگم خوب دستِ منو خوندی
منو بدجوری سوزوندی :lol:
.طرز نمره گرفتن پسرا و دخترا از استاد مرد:
پسرا: استاد به جون مادرم خرج خونه و دانشگارو خودم میدم،
مادرم مریض بابام مرده، ۲ شیفت کار میکنم
واسه همین نتونستم خوب درس بخونم !
دخترا: اســـــتــــــــــــــــــــــــــــــــــاد !! :D
.
.
.
یه سری از این آدما باس شعور و تربیت رو از وسایل الکترونیکی یاد بگیرن !
الان موبایل و سینمای خانگی هم روشن میشن سلام میکنن،
تاره نوکیا دستم میده !!! :)
.
.
.
من آن گلبرگ مغرورم …
کدوم ؟ قرمزه ؟ نه ، نه ، بغلیش !
واااااااااااااى ، خیلى خوب افتادى !
.
.
.
نمیخوام ریا بشه؛اما من با پراید آموزش رانندگی دیدم! :D
.
.
.
درس که دارم میخونم همزمان دلم میخواد کلی کار دیگه انجام بدم ،
اصلا انگیزم ده برابر میشه ؛ دلم میخواد هرکاری بکنم فقط درسه رو نخونم ! :|
.
.
.
داشتم برنامه هاى مهم آینده م رو مرور میکردم،
از شما چه پنهون به جز مسواکى که تا دقایقى دیگه میزنم، باقیش دور از دسترسه !
.
.
.
دقت کردین ؟
کافیه تو یه رابطه ی عاشقانه باشی;
اونوقته که از زمین و آسمون بهت پیشنهادای دوستی میشه !
اما حالا اگه تنها باشی به مارمولک پیشنهاد بدی رد می کنه ! :|یارو میره مهمونی سر سفره یکی از بچه هاش میگه بابا یه لیوان آب میدی ؟
داد میزنه میگه آب تو خونه داریم ، مرغ بخور بدبخت ! :D
.
.
.
قانون اصلی رانندگی در ایـــران :
ببیــــــن اگه تو خری ، من از تو خــــر تــــرم …
.
.
.
داشتن یه دوست خوشتیپ و باحال باعث افتخاره …
خوشحالم که باعث افتخارتونم ! :oops:
.
.
.
در پاک بودن فوتبال‌ ما همین بس که:
یکی به یکی میگه کیسه کش ! اونم به اون یکی میگه لنگی !
که هردو مظهر پاکی و نظافت هستن !
.
.
.
واسا دنیا منز
- همینجا…؟
+ بله لطفا! چند میشه؟
- کجا سوار شدی؟
+ دهه شصت بود !
- برو داداش… صلوات بفرست ، ما از شما پول نمیگیریم ! :(
.
.
.
پِجَر!! پِجَر!! من اومجَم!!
(پسرشجاع وقتی پدرشو صدا میکرد)ای بابا دیروز رفتم یه آیفون ۵ خریدم
پشیمون شدم مگه لامصب از جیب در میاد؟
هیچی دیگه رفتم پس دادم یه GLX گرفتم :)
.
.
.
این اس ام اس رو به ۴ دلیل برات میفرستم:
۱) خیلی دوستت دارم
۲) خیلی باحالی
۳) به یادتم
۴) ارزش زنگ زدن نداری !! :D
.
.
.
یارو ﺗﻮ ﺍتوﺑﻮﺱ ﺗﺎ ﻧﺸﺴﺖ ﯾﻪ ﭼﮏ ﺯﺩ ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ !!
بهش میگه ﺩﯾﻮﻧﻪ ﭼﺘﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ؟؟؟
یارو میگه:ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯿﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻬﻮ ﺯﺭ ﺯﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﮑﻨﯽ :lol:
.
.
.
یارو داشته گریه میکرده میگن چى شده؟
میگه پشیمونم کاش به حرف پدرم گوش کرده بودم
میگن مگه چی میگفت؟ میگه نمیدونم… گفتم که گوش نمیکردم! :D
.
.
.
بچه بودیم امکان نداشت بخوریم زمین و این جمله رو نشنویم :
خدا رحم کرد سرت جایی نخورد ! :)
.
.

اشعار طنز


این شعر از سروده های خودمه امیدوارم خوشتون بیاد نصيحتي کنمت بشنو وبهانه مگير                 هرانکه گفت تقلب مکن تو ان مپذيربه زير چشم نگاهي به برگه ات مي کن       به هر دوچشم نگاهي به چشمهاي دبيرکنار ميزيکي بچه ي زرنگ نشين                به جيب هاي بزرگش گذارچند انجيربه اوبگو که جواب سوال را برگوي              وگرنه مي زنمت با چماق وبازنجيرصدايتان نرود در دوگوش تيزدبير              وگرنه داد زند ازکجاست اين بم وزيراگر که ديد تو را ان دبير تازه جوان                 به التماس بگو بگذريد خرده مگيريواشکي زمعلم کتاب را بگشاي                   جواب سوالها بنويسيد ازصغيروکبيراگرگرفت مديري سريع برگه ي تان                   چوابرگريه کن وبامدير شودرگيربه خواهش وبه تمنا واين قبيل رسوم                دوباره برگه خود ازکف مدير بگيراگرنصايح صادق کني درست اجرا                    بدون هيچ کلامي وحرفي وتفسيربه کارنامه ي خود گرکني نظاره زشوق          زني به فرق سرت با ملاقه وکف گيرگربه و شیخ  اي خردمند عاقل و دانا                       قصه اي نغز و تازه بر خوانا گربه اي لاغر و مفنگي و خرد               رفت بهر شكار موشانا از قضا راه به سوي مطبخ برد               مطبخ زاهدي مسلمانا ديد آن جا به آشپزخانه                       نعمت ايزدي فراوانا يك طرف شوخی با حافظ نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافظ تو صف اتوبوس گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم گفتم کجا میروی گفتا خودم ندانم گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی گفتم چگونه ای گفت در بند بی خیالی گفتم تازه تازه شعر و غزل چه داری گفتا که میسرایم شعر سپیدباری گفتم زدولت عشق گفتا کودتا شد گفتم رفیق گفتا کله پا شد گفتم کجاست لیلی مشغول دلربایی گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی گفتم بگو زخالش ان خال اتش افروز گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز گفتم بگو زمویش گفتا که مش نموده گفتم بگو زیارش گفتا ولش نموده گفتم چرا چگونه عاشق شدست مجنون گفتا شدید گشته معتاد گرد و افیون گفتم کجاست جمشید جام جهان نمایش گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش گفتم بگو زساقی حالا شده چه کاره گفتا شده منشی در دفتر اداره گفتم بگو ز زاهد ان راهنمای منزل گفتا که دست خود را بردار از سر دل گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی گفتا پژو دوو بنز یا گلف نوک مدادی گفتم زساربان گو با کاروان غمها گفتا اژانس دارد با تور دوردنیا گفتمکه قاصدت کو ان باد صبح شرقی گفتاکه جای خود را داده به فکس برقی گفتم بیا زهدهد جوییم راه چاره گفتا جای هدهد دیش است وماهواره گفتم سلام مارا باد صبا کجا برد گفتا به پست دادم اورد یا نیاورد گفتم بگو زمشک اهوی دشت زنگی گفتا ادکلن شد در شیبشه های رنگی گفتم بلند بوده موی تو ان زمان ها گفتا حبس بودم از ته زدند انرا گفتم شمارا زندان حافظ مارا گرفتی گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی مرغ و ماهي و ) عیسی به دین خود موسی به دین خود خاخامي و كشيشي و شيخي خدا پرست  بودند همسفر همه همراه كاروان در بحث و گفتگو كه چه سان خرج مي كنند  صدقات و نذر و وقف و وجوهات بيكران خاخام گفت: روي زمين مي كشم خطي  پول و طلا و نقره بريزم به روي آن در سمت راست آن چه كه آمد از آن من  درسمت چپ از آن خداوند لامكان گفتا كشيش: من بكشم گرد ، دايره  وان گاه پول صدقه بپاشم در آن ميان بيرون دايره ، ز براي من و عيال  در مركز آن چه ماند ، براي خدايگان شيخ از چنين مهاجه آشفت و نعره زد  اي لعنت خدا به شما ، اي حراميان دست طمع دراز به آتش نموده ايد  دوزخ گشوده بهر شما معده و دهان مال خداست آن چه كه انفاق مي شود  او مالك است و رازق روزي انس و جان ما بندگان بي سر و پا را نمي سزد   بيت المنال و مال خدا را چپو چپان تصميم از آن اوست كه روزي به ما دهد  يا نعمتش دريغ نمايد ازين و آن عيسي به دين خويش و موسي به دين خويش  باشد درست ليك نه از بهر آب و نان آن دو ازو سوال نمودند شيخنا  پس شيوه ي تو چيست ؟ بگو  از برايمان گفتا كه: من به عرش بپاشم هر آن چه هست  وانگاه گويم اي ملك الملك و المكان اين ها همه از آن تو باشد بدون شك  بردار هر چه را كه بود ميل تو در آن سهم من است هر چه که برگشت بر زمين  سهم خداست آن چه بماند در آسمان هالو در اين ميانه سر ماست بي كلاه  باور نمي كني ،‌ برو تاریخ را بخوان تيهو               يك طرف شامي و فسنجانا خروس بی غیرت مرغ و خروسی که به خیر و خوشی  عقد نموده زن و شوهر شده اول ماه عسل خویشتن روی نمودند به اطراف ده کارگزاری ز ادارات شهر  از بدی حادثه آن جا گذشت همچو که افتاد نگاهش به مرغ  چشم وی از دیدن او خیره گشت گفت که : ای مرغ تپل ، خوشگلم  کشته مرا هیکل رعنای تو جمله کوپن های من کارمند  باد فدای قد و بالای تو گر برسد بر بدنت دست من  جان کنم ای مرغ به قربان تو  گاه خورم سینه ی چاق تو را  گاه به دندان بکشم ران تو چون که شنید این متلک ها از او  زد به سر شوهر خود ، نو عروس گفت : چرا بی رگ و بی غیرتی خاک دو عالم به سرت ای خروس از چه به آن راه زنی خویش را  کاش که می مردم از این ماجرا تو مثلا مرد منی  ؟ بی وجود  او بخورد سینه و ران مرا؟ گفت خروس ای زن زیبای من زین سخن او راه کجا می برد؟ چون که ننه مرده بود کارمند تخم تو را هم نتواند خورد جنگ جهانی سوم+++ شبی رنجيده خاطر شد ز من يار                     نثارم كرد نامربوط بسيار كه من شايسته ی شاهنشهانم                     نه مثل تو گدای كوچه بازار كسی مثل سزار امپراطور                     و يا سلطان ايرانی خشايار مرا بهرام و كيكاووس لايق                     جم و خاقان و اسكندر سزاوار اسير خال من جمشيد و بيژن                     تزار روس در مويم گرفتار اگر بودم زمان خسرو پرويز                     كجا مي گشت شيرين را خريدار اگر با من اتلو آشنا بود                     كجا دزدمونا مي شد ورا يار اگر قيصر مرا مي يافت ، مي كرد                     خراج ملك خود را بر من ايثار مرا مي ديد اگر شاه بخارا                     خودش را روز و شب مي كشت صد بار كجا بودي ببيني مي شدم من                     زن عقدي نادرشاه افشار كلات نادري مهريه ام بود                     مرا پشت قباله دشت زنگار ز من مي كرد فوري خواستگاري                     نشاني داشت ارمحمود سردار به راضي كردن من شاه عباس                     چهل بار شتر مسكوك دينار مرا  گر ناصرالدين شاه مي جست                     برايش سوگلي بودم به دربار مرا مي برد با خود چين و ماچين                     بدون شك امير قوم تاتار بله ، تيمور لنگ از عشق رويم                     پياده مي دويد از ري به خوانسار                     *** به او گفتم : همه شاهان فدايت                     به جز آقا محمد خان قاجار در آن تاريخ كاندر   جزوه ي تست                     شده عاشق روي عاشق تل انبار همان بهتر در اين دور و زمانه                     شه و شاهي بر افتاده به ناچار و گرنه جنگ هفتاد و دو ملت                     به پا مي گشت و مي شد كشت و كشتار براي سومين جنگ جهاني                     بود كافي قر و قمبيل سركار گربه و موش عبید زاکانی اگر داری تو عقل و دانش و هوش  بیا بشنو حدیث گربه و موش بخوانم از برایت داستانی  كه در معنای آن حیران بمانی   *** ای خردمند عاقل و دانا قصه موش و گربه برخوانا قصه موش و گربه ی منظوم   گوش كن همچو در غلطانا   از قضای فلك یكی گربه بود چون اژدها  به كرمانا   شكمش طبل و سینه اش چو سپر شیر دم  و پلنگ چنگانا   از غریوش بوقت غریدن  شیر درنده شد هراسانا   سر هر سفره چون نهادی پای شیر از وی شدی گریزانا   روزی اندر شرابخانه شدی  از برای شكار موشانا   در پس خم  می  نمود  كمین  همچو دزدی  كه  در بیابانا   ناگهان موشكی  ز دیواری  جست  بر خم  می  خروشانا   سر بخم  بر نهاد  و می نوشید  مست  شد همچو  شیر غرانا   گفت  كو  گربه  تا  سرش  بكنم  پوستش  پر كنم  ز  كاهانا   گربه در پیش من چو سگ باشد  كه  شود  رو برو بمیدانا   گربه این را شنید و دم  نزدی  چنگ و دندان  زدی  بسوهانا  ناگهان جست و موش را بگرفت  چون پلنگی شكار كوهانا  موش گفتا  كه من غلام  تو ام  عفو كن از من این  گناهانا   گربه گفتا دروغ  كمتر گوی  نخورم من فریب و مكرانا   می شنیدم هر آنچه میگفتی آروا دین ... مسلمانا   گربه آن  موش  را بكشت  و بخورد  سوی  مسجد  شدی  خرامانا   دست و رو را بشست و مسح كشید  ورد میخواند همچو ملانا   بار الها  كه توبه  كردم من  ندرم  موش را  به  دندانا   بهر این خون ناحق ای خلاق  من تصدق دهم  دو من  نانا   آنقدر لابه كرد و زاری كرد  تا بحدی كه گشت گریانا   موشكی بود در پس منبر  زود برد این خبر به موشانا   كه  گربه  تائب  شد  زاهد و عابد  و مسلمانا   بود در مسجد آن ستوده خصال  در نماز و نیاز و افغانا   این خبر چون رسید بر موشان  همه گشتند شاد و خندانا   هفت موش گزیده برجستند  هر یكی  تحفه های  الوانا   آن یكی شیشه ی  شراب به كف وآن دگر بره های  بریانا   آن یكی تشتكی پر از كشمش و آن دگر یك طبق  ز خرمانا   آن یكی ظرفی از پنیر بدست  وآن دگر ماست با كره نانا  آن یكی خوانچه پلو بر سر  افشره آب لیموی عمانا  نزد گربه شدند آن موشان  با سلام و درود و احسانا   عرض كردند با هزار ادب  كای فدای رهت همه جانا   لایق خدمت تو پیشكشی  كرده ایم  ما   قبول فرمانا   گربه چون موشكان بدید بخواند  رزقكم  فی السماء  حقانا  من گرسنه بسی بسر بردم  رزقم  امروز شد  فراوانا  هر كه كار خدا كند بیقین روزیش میشود  فراوانا  بعد از آن گفت پیش فرمائید قدمی چند  ای  رفیقانا  موشكان جمله پیش میرفتند  تنشان همچو بید  لرزانا   ناگهان گربه جست بر موشان  چون  مبارز  بروز میدانا   پنج موش گزیده را بگرفت  هر یكی  كدخدا  و ایلخانا  دو بدین چنگ و دو بدان چنگال  یك بدندان  چو شیر غرانا   آن دو موش دگر كه جان بردند  زود بردند خبر به موشانا   كه چه بنشسته اید ای موشان  خاكتان  بر سر ای  جوانانا  پنج موش رئیس را  بدرید  گربه با چنگها و دندانا   موشكان را از این مصیبت و غم  شد لباس همه سیاهانا   خاك بر سر كنان همی گفتند  ای دریغا رئیس موشانا   بعد از آن متفق شدند كه ما  می رویم پای تخت سلطانا   تا بشه عرض حال خویش كنیم  از ستم های  خیل  گربانا   شاه موشان نشسته بود بتخت  دید از دور خیل موشانا   همه یكبار كردنش تعظیم  كای تو شاهنشهی به دورانا   سالی یك دانه میگرفت از ما  حال حرصش شده فراوانا  این زمان پنج پنج می گیرد  چون شده  تائب  و مسلمانا  درد دل چون به شاه خود گفتند  شاه فرمود كای عزیزانا  من تلافی به گربه خواهم كرد  كه شود داستان به  دورانا   بعد یك هفته لشكری  آراست  سیصد و سی هزار موشانا  همه با نیزه ها و تیر و كمان  همه  با تيغ های  برانا   فوج های پیاده از یك سو  تیغ ها در میان جولانا  چونكه جمع آوری  لشكر شد  از خراسان و رشت و گیلانا  یكه موشی  وزیر كشور بود  هوشمند  و دلیر  و فطانا   گفت باید یكی  ز ما  برود  نزد گربه  به  شهر كرمانا   یا بیا پای تخت در خدمت  یا كه آماده باش جنگانا  موشكی بود ایلچی ز قدیم  شد روانه به شهر كرمانا   نرم نرمك بگربه حالی كرد  كه منم ایلچی ز شاهانا   خبر آورده ام برای شما  عزم جنگ كرده شاه موشانا   یا برو پای تخت در خدمت  یا كه آماده باش به جنگانا   گربه گفتا كه موش گه خورده  من نیایم  برون  ز كرمانا   لیكن اندر خفا  تدارك  كرد  لشكر معظمی  ز گربانا   گربه های براق  شیر شكار  از صفاهان  و یزد و كرمانا   لشكر گربه چون مهیا شد  داد فرمان به سوی میدانا   لشكر موشها ز راه  كویر  لشكر گربه  از كهستانا   در بیابان فارس هر دو سپاه  رزم دادند چون  دلیرانا   جنگ مغلوبه شد در آن  وادی  هر طرف رستمانه جنگانا   آن قدر موش و گربه كشته شدند  كه نیاید حساب آسانا  حمله ی سخت كرد گربه چو شیر  بعد از آن زد به قلب موشانا  موشكی اسب گربه را پی كرد  گربه شد سر نگون  ز زینانا  الله  الله  فتاد در موشان  كه  بگیرید  پهلوانانا  موشكان طبل شادیانه  زدند  بهر فتح و ظفر فراوانا   شاه موشان بشد به فیل سوار  لشكر از پیش و پس خروشانا   گربه را هر دو دست بسته به هم  با كلاف و طناب و ریسمانا   شاه گفتا به دار آویزند  این سگ رو سیاه  نادانا  گربه چون دید شاه موشان را  غیرتش شد چو دیگ جوشانا   همچو شیری نشست بر زانو كند آن ریسمان به دندانا  موشكان را گرفت و زد به زمین  كه شدندی به خاك یكسانا   لشكر از یك طرف فراری شد  شاه از یك جهت  گریزانا   از میان رفت فیل و فیل سوار  مخزن و تاج و تخت و ایوانا   هست این قصه ی عجیب وغریب  یــادگــــار عبیــــد زاكــانـــــا  *** جان من پند گیر از این قصه  كه شوی  در زمانه  شادانا   غرض از موش و گربه  بر خواندن  مدعا  فهم  كن  پسر  جانا توضیح وبلاگ سلام سواد داری؟ نوچ نوچ  بی سوادی؟ نوچ نوچ پس اول این مطلب رو بخون  به جان جفتتون قسم من هم مثل شما بودم هر چی تو اینترنت جستجو کردم یه سایت خوب که چهار تا شعر طنز پدر مادر دار گذاشته باشه پیدا نکردم، البته یه تعداد بود اما به دلیل نداشتن پدر یا مادر مقبول نیفتاد.عزیزی گفت چرا خودت یه وبلاگ نمی زنی . (البته این عزیزی که می گویم با آن عزیزی که گل دوم را به استرالیا زد یا اون عزیزی که شاعر می گه تو عزیز دلمی (۶ بار) یا اون عزیزی که مارمولک می گفت تو عزیز دلمی دل انگیز متفاوت است) . دیدم حرف مفت جواب نداره پاچه ها رو ور کشیدم و اومدم یه وبلاگ زدم. امیدوارم خوشتون بیاد البته اگر خوشتون هم نیومد رو اینترنت آدم بی کار زیاد هست یکی دیگه میاد و خوشش میاد . اگه شعر خوب دیدید یا ایمیل کنید یا تو نظرات بزاریدش یا برید چت کنید شما رو چه به شعر طنز؟ الان هم گفته باشم من بر حسب اعتقاداتی که دارم به هیچ عنوان شعر هایی که حاوی مضامینی هستند که در آن از ناف به پایین بدن انسان صحبت شده ن می گ ذا رم.  مخلص کلام اینکه شعرا دسته بندی شدن درب چهارم سمت چپ وبلاگ برید حالشو ببریم.د آموزش تقلب کردن عیسی به دین خود موسی به دین خود خاخامي و كشيشي و شيخي خدا پرست  بودند همسفر همه همراه كاروان در بحث و گفتگو كه چه سان خرج مي كنند  صدقات و نذر و وقف و وجوهات بيكران خاخام گفت: روي زمين مي كشم خطي  پول و طلا و نقره بريزم به روي آن در سمت راست آن چه كه آمد از آن من  درسمت چپ از آن خداوند لامكان گفتا كشيش: من بكشم گرد ، دايره  وان گاه پول صدقه بپاشم در آن ميان بيرون دايره ، ز براي من و عيال  در مركز آن چه ماند ، براي خدايگان شيخ از چنين مهاجه آشفت و نعره زد  اي لعنت خدا به شما ، اي حراميان ادامه مطلب + ن خروس بی غیرت مرغ و خروسی که به خیر و خوشی              عقد نموده زن و شوهر شده اول ماه عسل خویشتن                               روی نمودند به اطراف ده کارگزاری ز ادارات شهر                                 از بدی حادثه آن جا گذشت همچو که افتاد نگاهش به مرغ                       چشم وی از دیدن او خیره گشت ادامه مطلب +بدهید جنگ جهانی سوم گربه و شیخ  اي خردمند عاقل و دانا                       قصه اي نغز و تازه بر خوانا گربه اي لاغر و مفنگي و خرد               رفت بهر شكار موشانا از قضا راه به سوي مطبخ برد               مطبخ زاهدي مسلمانا ديد آن جا به آشپزخانه                       نعمت ايزدي فراوانا يك طرف مرغ و ماهي و تيهو               يك طرف شامي و فسنجانا ادامه مطلب + گربه و موش عبید زاکانی اگر داری تو عقل و دانش و هوش       بیا بشنو حدیث گربه و موش بخوانم از برایت داستانی                كه در معنای آن حیران بمانی  ای خردمند عاقل و دانا                   قصه موش و گربه برخوانا قصه موش و گربه ی منظوم             گوش كن همچو در غلطانا ادامه مطلب + نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 0:0  توسط محمد صادق دانشمند  |  نظر بدهید شعر کارت دعوت عروسی آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست / با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید زن ذلیل الهی! به مردانِ در خانه‌ات به آن زن‌ذلیلان فرزانه‌ات به آنان‌که با امر «روحی فداک» نشینند و سبزی نمایند پاک به آنان‌که از بیخ و بن زی‌ذی‌اند شـب و روز با امر زن می‌زیند به آنان‌که مرعوب مادرزنند ز اخلاق نیکوش دم می‌زنند به آن شیرمردانِ با پیشبند که در ظرف شستن به تاب و تبند به آنان‌که در بچه‌داری تکند یلانِ عوض‌کردنِ پوشکند به آنان‌که بی امر و اذن عیال نیاید در از جیب‌شان یک ریال به آنان‌که با ذوق و شوق تمام به مادرزن خود بگویند: مام به آنان‌که دارند با افتخار نشان ایزو... نه، زی‌ذی نه‌هزار به آنان‌که دامن رفو می‌کنند ز بعد رفویش اتو می‌کنند به آنان‌که درگیر سوزن نخند گرفتار پخت و پز و مطبخند به آن قورمه‌سبزی‌پزانِ قَدَر به آن مادرانِ به‌ظاهر پدر الهی! به آه دل زن‌ذلیل به آن اشک چشمان ممد سیبیل به تن‌های مردان که از لنگه‌کفش چو جیغ عیالات‌شان شد بنفش که ما را بر این عهد کن استوار از این زن‌ذلیلی مکن برکنار به زی‌ذی جماعت نما لطف خاص نفرما از این یوغ ما را خلاصازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است / لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنید توضیح وبلاگ سلام سواد داری؟ نوچ نوچ  بی سوادی؟ نوچ نوچ پس اول این مطلب رو بخون  به جان جفتتون قسم من هم مثل شما بودم هر چی تو اینترنت جستجو کردم یه سایت خوب که چهار تا شعر طنز پدر مادر دار گذاشته باشه پیدا نکردم، البته یه تعداد بود اما به دلیل نداشتن پدر یا مادر مقبول نیفتاد.عزیزی گفت چرا خودت یه وبلاگ نمی زنی . (البته این عزیزی که می گویم با آن عزیزی که گل دوم را به استرالیا زد یا اون عزیزی که شاعر می گه تو عزیز دلمی (۶ بار) یا اون عزیزی که مارمولک می گفت تو عزیز دلمی دل انگیز متفاوت است) . دیدم حرف مفت جواب نداره پاچه ها رو ور کشیدم و اومدم یه وبلاگ زدم. امیدوارم خوشتون بیاد البته اگر خوشتون هم نیومد رو اینترنت آدم بی کار زیاد هست یکی دیگه میاد و خوشش میاد . اگه شعر خوب دیدید یا ایمیل کنید یا تو نظرات بزاریدش یا برید چت کنید شما رو چه به شعر طنز؟ الان هم گفته باشم من بر حسب اعتقاداتی که دارم به هیچ عنوان شعر هایی که حاوی مضامینی هستند که در آن از ناف به پایین بدن انسان صحبت شده ن می گ ذا رم.  مخلص کلام اینکه شعرا دسته بندی شدن درب چهارم سمت چپ وبلاگ برید حالشو ببریم.                                                                                                  با تشکر                                                                                          محمد صادق دانشمند + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 0:1  توسط محمد صادق دانشمند  |  یک نظر آموزش تقلب کردن عیسی به دین خود موسی به دین خود خروس بی غیرت مرغ و خروسی که به خیر و خوشی              عقد نموده زن و شوهر شده اول ماه عسل خویشتن                               روی نمودند به اطراف ده کارگزاری ز ادارات شهر                                 از بدی حادثه آن جا گذشت همچو که افتاد نگاهش به مرغ                       چشم وی از دیدن او خیره گشت ادامه مطلب + نوشته ر بدهید جنگ جهانی سوم شبی رنجيده خاطر شد ز من يار                     نثارم كرد نامربوط بسيار كه من شايسته ی شاهنشهانم                     نه مثل تو گدای كوچه بازار كسی مثل سزار امپراطور                     و يا سلطان ايرانی خشايارادامه مطلب + نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 0:32  توسط محمد صادق دانشمند  |  نظر بدهید گربه و شیخ  اي خردمند عاقل و دانا                       قصه اي نغز و تازه بر خوانا گربه اي لاغر و مفنگي و خرد               رفت بهر شكار موشانا از قضا راه به سوي مطبخ برد               مطبخ زاهدي مسلمانا ديد آن جا به آشپزخانه                       نعمت ايزدي فراوانا يك طرف مرغ و ماهي و تيهو               يك طرف شامي و فسنجانا ادامه مطلب +  گربه و موش عبید زاکانی اگر داری تو عقل و دانش و هوش       بیا بشنو حدیث گربه و موش بخوانم از برایت داستانی                كه در معنای آن حیران بمانی  ای خردمند عاقل و دانا                   قصه موش و گربه برخوانا قصه موش و گربه ی منظوم             گوش كن همچو در غلطانا ادامه مطلب + شعر کارت دعوت عروسی زن ذلیل الهی! به مردانِ در خانه‌ات به آن زن‌ذلیلان فرزانه‌ات به آنان‌که با امر «روحی فداک» نشینند و سبزی نمایند پاکادامه مطلب + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 23:46  توسط محمد صادق دانشمند  |  نظر بدهید تک زنگ من ساده و بی رنگم من عاشق دلتنگم توضیح وبلاگ سلام سواد داری؟ نوچ نوچ  بی سوادی؟ نوچ نوچ پس اول این مطلب رو بخون  به جان جفتتون قسم من هم مثل شما بودم هر چی تو اینترنت جستجو کردم یه سایت خوب که چهار تا شعر طنز پدر مادر دار گذاشته باشه پیدا نکردم، البته یه تعداد بود اما به دلیل نداشتن پدر یا مادر مقبول نیفتاد.عزیزی گفت چرا خودت یه وبلاگ نمی زنی . (البته این عزیزی که می گویم با آن عزیزی که گل دوم را به استرالیا زد یا اون عزیزی که شاعر می گه تو عزیز دلمی (۶ بار) یا اون عزیزی که مارمولک می گفت تو عزیز دلمی دل انگیز متفاوت است) . دیدم حرف مفت جواب نداره پاچه ها رو ور کشیدم و اومدم یه وبلاگ زدم. امیدوارم خوشتون بیاد البته اگر خوشتون هم نیومد رو اینترنت آدم بی کار زیاد هست یکی دیگه میاد و خوشش میاد . اگه شعر خوب دیدید یا ایمیل کنید یا تو نظرات بزاریدش یا برید چت کنید شما رو چه به شعر طنز؟ الان هم گفته باشم من بر حسب اعتقاداتی که دارم به هیچ عنوان شعر هایی که حاوی مضامینی هستند که در آن از ناف به پایین بدن انسان صحبت شده ن می گ ذا رم.  مخلص کلام اینکه شعرا دسته بندی شدن درب چهارم سمت چپ وبلاگ برید حالشو ببریم.                                                                                                  با تشکر                                                                                          محمد صادق دانشمند + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 0:1  توسط محمد صادق دانشمند  |  یک نظر آموزش تقلب کردن این شعر از سروده های خودمه امیدوارم خوشتون بیاد نصيحتي کنمت بشنو وبهانه مگير                 هرانکه گفت تقلب مکن تو ان مپذيربه زير چشم نگاهي به برگه ات مي کن       به هر دوچشم نگاهي به چشمهاي دبيرکنار ميزيکي بچه ي زرنگ نشين                به جيب هاي بزرگش گذارچند انجيربه اوبگو که جواب سوال را برگوي              وگرنه مي زنمت با چماق وبازنجيرصدايتان نرود در دوگوش تيزدبير              وگرنه داد زند ازکجاست اين بم وزيراگر که ديد تو را ان دبير تازه جوان                 به التماس بگو بگذريد خرده مگيريواشکي زمعلم کتاب را بگشاي                   جواب سوالها بنويسيد ازصغيروکبيراگرگرفت مديري سريع برگه ي تان                   چوابرگريه کن وبامدير شودرگيربه خواهش وبه تمنا واين قبيل رسوم                دوباره برگه خود ازکف مدير بگيراگرنصايح صادق کني درست اجرا                    بدون هيچ کلامي وحرفي وتفسيربه کارنامه ي خود گرکني نظاره زشوق          زني به فرق سرت با ملاقه وکف گيرشاعر:محمد صادق دانشمند + نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 0:36  توسط محمد صادق دانشمند  |  نظر بدهید عیسی به دین خود موسی به دین خود خاخامي و كشيشي و شيخي خدا پرست  بودند همسفر همه همراه كاروان در بحث و گفتگو كه چه سان خرج مي كنند  صدقات و نذر و وقف و وجوهات بيكران خاخام گفت: روي زمين مي كشم خطي  پول و طلا و نقره بريزم به روي آن در سمت راست آن چه كه آمد از آن من  درسمت چپ از آن خداوند لامكان گفتا كشيش: من بكشم گرد ، دايره  وان گاه پول صدقه بپاشم در آن ميان بيرون دايره ، ز براي من و عيال  در مركز آن چه ماند ، براي خدايگان شيخ از چنين مهاجه آشفت و نعره زد  اي لعنت خدا به شما ، اي حراميان ادامه مطلب + ر بدهید خروس بی غیرت مرغ و خروسی که به خیر و خوشی              عقد نموده زن و شوهر شده اول ماه عسل خویشتن                               روی نمودند به اطراف ده کارگزاری ز ادارات شهر                                 از بدی حادثه آن جا گذشت همچو که افتاد نگاهش به مرغ                       چشم وی از دیدن او خیره گشت ادامه مطلب + نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 0:42  توسط محمد صادق دانشمند  |  نظر بدهید جنگ جهانی سوم گربه و شیخ  اي خردمند عاقل و دانا                       قصه اي نغز و تازه بر خوانا گربه اي لاغر و مفنگي و خرد               رفت بهر شكار موشانا از قضا راه به سوي مطبخ برد               مطبخ زاهدي مسلمانا ديد آن جا به آشپزخانه                       نعمت ايزدي فراوانا يك طرف مرغ و ماهي و تيهو               يك طرف شامي و فسنجانا ادامه مطلب +بدهید گربه و موش عبید زاکانی اگر داری تو عقل و دانش و هوش       بیا بشنو حدیث گربه و موش بخوانم از برایت داستانی                كه در معنای آن حیران بمانی  ای خردمند عاقل و دانا                   قصه موش و گربه برخوانا قصه موش و گربه ی منظوم             گوش كن همچو در غلطانا ادامه مطلب + نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 0:0  توسط محمد صادق دانشمند  |  نظر بدهید شعر کارت دعوت عروسی آخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست / با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است / لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنیدادامه مطلب + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 0:0  توسط محمد صادق دانشمند  |  نظر بدهید زن ذلیل الهی! به مردانِ در خانه‌ات به آن زن‌ذلیلان فرزانه‌ات به آنان‌که با امر «روحی فداک» نشینند و سبزی نمایند پاکادامه مطلب + تک زنگ من ساده و بی رنگم من عاشق دلتنگم صدبار بزن ، قطع کن ، من عاشق تک زنگم   + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 23:34  توسط محمد صادق دانشمند  |  نظر بدهید خوشا آنان که دانشجو ندارند خوشا آنان که دانشجـــــــــــو ندارنددوتا اینــــــسو دوتا آنــــــسو ندارندکه از شهریه ها غمــــــــــباد گیرندچو پولـــــــی تا نوک پــــارو ندارند هر آن کس را که دیدی هست دلشادبدور از نالــــــــــــه و اندوه و فریــادبـدان فرزنـد ایشان نیــــست راهـــی پـدرجـان ، سوی دانشـــــــــگاه آزاد غـــــذایش را بجــــــــز کوکو ندیـــدمبه زیر پاش یک زیلـــــــو ندیـــــــدمدرون خانـه اش را هرچه گشــــــتم به غیـر از پنـــــــــج دانشـجو ندیــدم صدبار بزن ، قطع کن ، من عاشق تک زنگم   شوخی با حافظ نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافظ تو صف اتوبوس گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم گفتم کجا میروی گفتا خودم ندانم گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی گفتم چگونه ای گفت در بند بی خیالی گفتم تازه تازه شعر و غزل چه داری گفتا که میسرایم شعر سپیدباری گفتم زدولت عشق گفتا کودتا شد گفتم رفیق گفتا کله پا شد گفتم کجاست لیلی مشغول دلربایی گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی گفتم بگو زخالش ان خال اتش افروز گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز گفتم بگو زمویش گفتا که مش نموده گفتم بگو زیارش گفتا ولش نموده گفتم چرا چگونه عاشق شدست مجنون گفتا شدید گشته معتاد گرد و افیون گفتم کجاست جمشید جام جهان نمایش گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش گفتم بگو زساقی حالا شده چه کاره گفتا شده منشی در دفتر اداره گفتم بگو ز زاهد ان راهنمای منزل گفتا که دست خود را بردار از سر دل گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی گفتا پژو دوو بنز یا گلف نوک مدادی گفتم زساربان گو با کاروان غمها گفتا اژانس دارد با تور دوردنیا گفتمکه قاصدت کو ان باد صبح شرقی گفتاکه جای خود را داده به فکس برقی گفتم بیا زهدهد جوییم راه چاره گفتا جای هدهد دیش است وماهواره گفتم سلام مارا باد صبا کجا برد گفتا به پست دادم اورد یا نیاورد گفتم بگو زمشک اهوی دشت زنگی گفتا ادکلن شد در شیبشه های رنگی گفتم بلند بوده موی تو ان زمان ها گفتا حبس بودم از ته زدند انرا گفتم شمارا زندان حافظ مارا گرفتی گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی دماغ عمل نکرده دماغ! این عضو حیاتیاگه مثل کلنگه مثل لوله تفنگهبا خوشگلیت می‌جنگه طبیعیه، قشنگه نگو که این یه دردهدماغ عمل نکرده اگر که مثل فیله و یا از این قبیلهروی نوکش زیگیله غصه نخور، اصیله هی نرو پشت پردهدماغ عمل نکرده یکی می‌گه درازه خیلی ولنگ و وازهیکی می‌گه ترازه غصه نخور که نازه ببین خدا چه کردهدماغ عمل نکرده دماغ نگو جواهر سوژه‌ی شعر شاعرطویل فی‌المظاهر پدیده‌ی معاصر آهای تخم دو زردهدماغ عمل نکرده با اون دماغ همیشه عکس تو پشت شیشهتو سینما چی می‌شه شکستن کلیشه کاشکی بری رو پردهدماغ عمل نکرده کم باباتو کچل کن یا خودتو مچل کنکی بت میگه عمل کن قصیده رو غزل کن می‌شی له و لوردهدماغ عمل نکرده چه‌قد دماغ دماغ شد قافیه‌مون چلاق شدهی، یکی- چل کلاغ شد تصنیف کوچه باغ شد بره که برنگردهدماغ عمل نکرده! تقسیم اموال بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيدنه به من برسر گور و کفن آزار دهيدنه پي گورکن و قاري و غسال رويدنه پي سنگ لحد پول به حجار دهيدبه که هر عضو مرا از پس مرگم به کسيکه بدان عضو بود حاجت بسيار دهيداين دو چشمان قوي را به فلان چشم چرانکه دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيدوين زبان را که خداوند زبان بازي بودبه فلان هوچی رند از پی گفتار دهیدکله ام را که همه عمر پر از گچ بوده استراست تحويل علي اصغر گچکار دهيدوين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياهبه فلان سنگتراش ته بازار دهيدکليه ام را به فلان رند عرق خوار که شده استازعرق کليه او پاک لت و پار دهيدريه ام را به جواني که ز دود و دم بنزدرجواني ريه او شده بيمار دهيدجگرم را به فلان بی جگر بی غیرتکمرم را به فلان مردک زن دار دهیدچانه ام را به فلان زن که پي وراجي استمعده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيدگر سر سفره خورد فاطمه بي دندان غمبه که دندان مرا نيز به آن يار دهيد آن کس که .... آنکس که به دست وام دارد در بورس دو صد سهام دارد اوقات فراغتش زیاد است ده دیش به پشت بام دارد همواره سری درون سایتِ سه نقطه و دات کام دارد! بر دیدن فیلم‌های سیما البته هم التزام دارد گه محو جوانی زلیخاست گه کف به لب از قطام دارد! ویلای فراخ! در لواسان که مرغ و خروس و دام دارد کابینت MDF ندارد اما سند بنام دارد آنجا همه روزه با نگارَش دیم دارم دارادام دارام دارد ده مدرک دکترا و ارشد از کالج داش غلام! دارد از بس‌که لیاقتش زیاد است چندین پُست و مقام دارد حاجت به بیان نباشد البت کاین پست علَی‌الدوام دارد خسته شده بسکه رفته عُمره  عزم سفر سیام دارد خود از اثرات اسکناس است گر حرمت و احترام دارد نه لنگی عواید حلال است نه وحشتی از حرام دارد این شخص شخیص اگرچه طشتی افتاده ز روی بام دارد با این همه باز اعتباری در قاطبه نظام دارد از خیل خواص بودنش را از صدقه سر عوام دارد از لطف خدا به اهل فقر است این ملک اگر قوام دارد خوانند? خوب حال کردی شعرم چقدَر پیام دارد؟
ادامه نوشته

سایت اشعار طنز جالب انگیزناکسلام  سواد داری؟ نوچ نوچ  بی سوادی؟ نوچ نوچ پس اول این مطلب رو بخون   به


کاراکتر منقوش شبکه های اجتماعی که به وسیله آن هرچیزی را به چالش طنز و فکاهی می کشند ، Troll را همه می شناسند.سر و کله ترول ها از یک وب سایت معروف از یکی از کشورهای اروپایی شکل گرفت و به سرعت در سطح گستره وب پخش شد تا آنکه پای ترول ها به اپلیکیشن های گوشی های آیفون و آیپد کشیده شد.اپلیکیشین Trollolol به شما کمک می کند تا در عکس هایتان شیطنت کنید و چهره دوستانتان را دستکاری کنید.با دانلود اپلیکیشن Trollolol از سیب فایل در ادامه مطلب کمی با دوستانتان شوخی کنید.

 

 

شوخی فوتبالیست معروف با پسرش

تصاویری از دیوید بکهام و پسرش را می بینید.

دیوید بکهام

فرزند دیوید بکهام

فرزند دیوید بکهام

سلام

سواد داری؟ نوچ نوچ  بی سوادی؟ نوچ نوچ پس اول این مطلب رو بخون

 به جان جفتتون قسم من هم مثل شما بودم هر چی تو اینترنت جستجو کردم یه سایت خوب که چهار تا شعر طنز پدر مادر دار گذاشته باشه پیدا نکردم، البته یه تعداد بود اما به دلیل نداشتن پدر یا مادر مقبول نیفتاد.عزیزی گفت چرا خودت یه وبلاگ نمی زنی . (البته این عزیزی که می گویم با آن عزیزی که گل دوم را به استرالیا زد یا اون عزیزی که شاعر می گه تو عزیز دلمی (۶ بار) یا اون عزیزی که مارمولک می گفت تو عزیز دلمی دل انگیز متفاوت است) . دیدم حرف مفت جواب نداره پاچه ها رو ور کشیدم و اومدم یه وبلاگ زدم. امیدوارم خوشتون بیاد البته اگر خوشتون هم نیومد رو اینترنت آدم بی کار زیاد هست یکی دیگه میاد و خوشش میاد . اگه شعر خوب دیدید یا ایمیل کنید یا تو نظرات بزاریدش یا برید چت کنید شما رو چه به شعر طنز؟ الان هم گفته باشم من بر حسب اعتقاداتی که دارم به هیچ عنوان شعر هایی که حاوی مضامینی هستند که در آن از ناف به پایین بدن انسان صحبت شده ن می گ ذا رم.  مخلص کلام اینکه شعرا دسته بندی شدن درب چهارم سمت چپ وبلاگ برید حالشو ببریم.

داستانهای رمانتیک جک ها و شعر

خوش اومدین وقتی جهاناز ریشه‌ی جهنمو آدماز عدموسعیاز ریشه‌های یأس می‌آیدوقتی که یک تفاوت سادهدر حرفکفتار رابه کفترتبدیل می‌کندباید به بی‌تفاوتی واژه‌هاو واژه های بی‌طرفیمثل نان دل بستنان رااز هر طرف بخوانینان است! اون دسته از ......افرادی که میان و نظرنمیدن احتمالا دارایاین 3 حالتند:1: سرشون شلوغه2: حال ندارند3: دلشون نمیخادپس اگه مشکلی داستانهای رمانتیک و جالب مطالب باحال و بهترین اس ام اس ها و جک ها و شعر داستانهای رمانتیک و جالب مطالب باحال و بهترین اس ام اس ها و جک ها و شعر تفاوت... آینده:
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مردتا زمانیـکـه ازدواج نـــکرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.   موفقیت: یــک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میکند درآمد داشته باشد. یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند.   ازدواج: یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج میکند ولی تغییر نمیکند. یک مــرد به این امید با همسرش ازدواج میکند که تغییر نکند، ولی تغییر میکند.   روابط: اول از همه، یک مرد یک رابطه را یک رابطه بحساب نمی آورد. وقتی رابطه ای تمام میشود، زن شروع به گریه نموده و سفره دلش را برای دوستان دخترش میگشاید و نیز شعری با عنوان "همه مردها نادانند" می سراید. سپس به ادامه زندگیش میپردازد. مرد هنگام جدایی اندکی مشکلاتش بیشتر است. 6 ماه پس از جدایی ساعت 3 نیمه شب یک پنجشنبه، تلفن میزند و میگوید: "فقط میخواستم بدونی که زندگیمو از بین بردی، هیچوت نمی بخشمت، ازت متنفرم، تو یه دیوانه ای، ولی میخوام بدونی باز هم یه فرصتی برامون باقی مونده." نام این کار تماس تلفنی "ازت متنفرم/عاشقتم" است که 99 درصد مردان حداقل یک بار آنرا انجام میدهند. برخی کلاسهای مشاوره ای مخصوص مردان برای رها شدن از این نیاز تشکیل میشود که معمولا تاثیری در بر ندارند.   بلوغ: زنان بسیار سریعتر از مردان بالغ میشوند. اغلب دختران 17 ساله میتوانند مانند یک انسان بالغ رفتار کنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم کودکانه بسر برده و رفتارهای ناپخته دارند. به همین دلیل است که اکثر دوستی های دوران دبیرستان به ندرت سرانجام پیدا میکنند.   فیلم کمدی: فرض کنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میکنند، و حتی ممکن است ادای بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شکایت منتظر تمام شدنش میشوند.   دست خط: مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده میکنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک در انتها آن میکشد.   حمام: یک مرد حداکثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواک، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یک قالب صابون و یک حوله. در حمام متعلق به یک زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یک مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند.   خواروبار: یک زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یک مرد آنقدر صبر میکند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسه می خرد.   بیرون رفتن: وقتی مردی میگوید که برای بیرون رفتن حاظر است، یعنی برای بیرون رفتن حاظر است. وقتی زنی میگوید که برای بیرون رفتن حاظر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود. خواص ازدواج برای دختر خانم ها... 1) قبل از ازدواج وزن ایده*آل با چهره*ای بشاش، بعد از ازدواج چاق و افسرده و منزوی.نتیجه گیری اخلاقی: آمادگی بدن در مقابله با روزهای سخت!   2)قبل از ازدواج ایستادن در صف سینما و استخر، بعد از ازدواج ایستادن در صف شیر و گوشت. نتیجه گیری اخلاقی: آموزش ایستادگی! 3)قبل از ازدواج تعطیلات رفتن به دیزین واسكی، بعد از ازدواج در تعطیلات شست و شوی خانه و لباس.نتیجه گیری اخلاقی: پر شدن اوقات*فراغت! 4) قبل از ازدواج نوشتن كتاب شعر و رمان، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس.نتیجه گیری اخلاقی: شهرت بادآورده! 5) قبل از ازدواج صحبت تلفنی بی**محاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پرحرفی حتی برای ده دقیقه.نتیجه گیری اخلاقی: حفظ عضلات صورت! 6)قبل از ازدواج رفتن به سفرهای هفتگی، بعد از ازدواج در حسرت رفتن به پارك سر كوچه.*نتیجه گیری اخلاقی: در امنیت كامل به سر بردن!نداریدخواهش میکنمبدون نظر از این وبلاگ نروووووووووووووووید. مزایای مرد بودن... ۱-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست.۲-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید۳- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید ۴- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره۵- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید۶- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با موتوررو تجربه کنید۷- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید۸- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید۹- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟۱۰- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا...۱۱- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید۱۲- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید۱۳- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید۱۴- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید۱۵- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید۱۶- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته رو تماشا کنید۱۷- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید۱۸- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه۱۹- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های Brtاین قضیه رو خرابش کرد)۲۰- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید ۲۱- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه۲۲- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون۲۳- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت ۲ ظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید۲۴- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3 ثانیه بگذرانید۲۵- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک Lcd لنز چشم داشته باشید(رنگهای Lcd معمولا بالای 16 میلیون میباشد)۲۶- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره۲۷- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست۲۸- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید۲۹- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند۳۰- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید۳۱- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)۳۲- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد۳۳- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید۳۴- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)۳۵- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! گوشی و همسر... اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد می‌کنید با همسرتان بر خورد میکردیداکنون خوشبخترین فردِ دنیا بودید______________ smsjokbahal.blogfa.com ______________ اگر هر روز شارژش میکردید باهاش در روز از همه بیشتر صحبت میکردید پایِ صحبت‌هایش می نشستید... پیغام‌هایش را دریافت میکردید پول خرجش میکردیدبراش زیور آلاتِ تزئینی میخرید دورش یک محافظ محکم میکشیدیددر نبودش احساسِ کمبود میکردید حاضر نبودید کسی‌ نزدیکش شود حتیمطالبِ خصوصیتان را به حافظه اش میسپردید همیشه و همه‌جا همراهتان بود حتی در اوج تنهایی‌و اگر همیشه... همراهِ اولتان بود با داشتن یک همسر خوب و مهربان هیچکس تنها نیست***الان هم که گوشی ها تاچی شده، اگر همونقدر که گوشی رو تاچ میکنید همسرتون رو نوازش بکنید کلی خوشبخت می شویدبسیار زیبا بود ولی یادآوری میکنیم که: گوشی سر خود حرف نمیزنهگوشی با یک دکمه خفه میشه گوشی نمیگه چی بخر چی نخرگوشی نمیگه چرا دیر اومدی گوشی میتونه روی سایلنت باشهاصلا گوشی میتونه خاموش باشه گوشی نمیگه شب زود بیا بریم خونه مامانمگوشیو اگه جا بزاری نمیگه چرا منو نبردی گوشی نمیگه بچه میخوامگوشی با دوستاش بیرون نمیره گوشی حداقل شبا زنگ نمی خوره*** راستی از همه اینا مهمتربیشتر مردم سالی یه بار گوشی عوض می کنن تمامی معایب دختر بودن... دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!دختر بودن یعنی كله قند و لی لی لی لی ...دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت!دختر بودن یعنی همونی باشی كه مادر و خاله و عمه ت هستن!دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!دختر بودن یعنی دختر و چه به رانندگی؟ تو باید ماشین ظرفشویی برونی !دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول كنی پاشی چایی بریزی!دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن!دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری كه تو عقدنامه نوشته باشه!دختر بودن یعنی شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده 12 میلیون؟دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟!دختر بودن یعنی به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا...دختر بودن یعنی برو تو ، دم در وای نستا!دختر بودن یعنی لباست 4 متر و نیم پارچه ببره!دختر بودن یعنی خوب به سلامتی لیسانس هم كه گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم!دختر بودن یعنی كجا داری میری؟!دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم!دختر بودن یعنی كی بود بهت زنگ زد؟! با كی حرف میزدی؟! گوشیت و بده ببینم !دختر بودن یعنی خیلی خودسر شدی!دختر بودن یعنی اول ناموس پدر و برادر بعد هم ناموس شوهر !دختر بودن یعنی با لباس سفید اومدن با کفن رفتن !دختر بودن یعنی چون پیر شدم میخواد طلاقم بده رفته صیغه کرده !دختر بودن یعنی فقط میتونی معشوق باشی..عاشق شدن هرگز !دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ، حتی نفس كشیدن !!دختر بودن یعنی وا یعنی چی کتکت میزنه مگه کم تو خونه از بابات خوردی..برو سر خونه زندگیت..مردم حرف در نیارن !!! ... شوهر آزاری... به شوهرتان بگوييد : ولي خودمونيم ها ، تو بيريخت ترين خواستگارم بودي! غذاي شور و سوخته جلوي شوهرتان بگذاريد و قبل از اينکه به غذا لب بزند بگوييد : اينقدر بدم مياد از مردايي که از غذاي زنشون ايراد مي گيرن! براي تولد شوهرتان ، مسواک وخمير دندان کادو بگيريد و بگوييد که عزيزم اميدوارم صد سال زنده باشي و ديگه هيچوقت دهنت بوي گند نده! از همسرتان معناي عشق را بپرسيد و بعد از اينکه 2 ساعت عشق را تفسير کرد و برايتان داستان هاي عشقي تعريف کرد ، به او بگوييد : ابله ! عشق يه چيزي مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه! هر وقت ، شوهرتان رازي را برايتان گفت و از شما خواست که پيش خودتان بماند و به کسي نگوييد سعي کنيد ، کسي از دوستان ، فاميل و همسايه ها نماند که اين راز به گوشش نرسد! هروقت شوهرتان براي شما دسته گل خريد ، بگوييد : اِ ، پارک سر کوچه چه گلهاي قشنگي داره ! چرا کنديشون ؟ هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگوييد : عزيزم ، انگار همين چند سال پيش بود که در يک لحظه خر شدم و بله رو گفتم! هر وقت شوهرتان براي شما حرفاي عشقولانه زد ، به طرز فجيعي از ته حلق بگوييد : هوووووووووووووووووق ! باز خودتو لوس کردی؟ آشغالها رو بردی بیرون؟ هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ، به او محل نگذاريد و برويد توي اتاقتان روزنامه بخوانيد! هر وقت ديديد شوهرتان مشغول تماشاي مسابقه فوتبال مي باشد ، به بهانه تماشاي برنامه آشپزی سريع کانال را عوض نماييد! دائماً در حضور شوهرتان ، از عرضه و توانايي هاي مردان ديگر تعريف کنيد! اگه شوهرتان با کلي قرض و قوله و وام گرفتن ، براي کادوي تولدتان يک عدد پژو 206 آلبالويي خريد ، با دلخوري بگوييد : اگه با خواستگار قبليم ازدواج مي کردم حتما برام يه ماکسيما مي خريد! هر وقت ديديد که شوهرتان با خيال راحت خوابيده است ، براي ضد حال زدن به او بگوييد : عزيزم ميدوني اگه الان مهريه ام رو مطالبه کنم بايد بري گوشه زندان بخوابي ؟ هر 5 دقيقه يکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنيد و بگوييد : عزيزم فقط مي خواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نيست و حواست جمع کارته! و هر وقت به دليل عمل به توصيه هاي بالا ، شوهرتان تصميم به طلاق دادن شما گرفت ، با توجه به قحطي شوهر در جامعه ، با چشماني پر از اشک به او بگوييد : منو ببخش عزيزم. و بعد از اينکه کاملاً خر شد ، عمل به توصيه هاي بالا را از نو تکرار نماييد!!! وقتی دختران به سربازی بروند..... صبحگاه: فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !) کجان؟ معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن   ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند... سلام سارا جان سلام نازنین، صبحت بخیر عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر سلام نرگس سلام معصومه جان ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی   ...   صبحانه: وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟ چرا کره بو میده؟ بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم   ...   بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)   فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید وا نه، لباسامون خاکی میشه ... آره، تازه پاره هم میشه ... وای وای خاک میره تو دهنمون ... من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...   ...   ناهار این چیه؟ شوره تازه، ادویه هم کم داره فکر کنم سبزی اش نپخته باشه من که نمی خورم، دل درد میگیرم من هم همینطور چون جوش میزنم فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید! بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟ برو خودت غذا درست کن والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..   چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد   ...   بعد از ناهار فرمانده: کجان اینا؟ معاون: رفتن حمام   فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود... هوووو....بی شعور مگه خودت خواهر مادر نداری... بی آبرو ******** بیرون... وای نامحرم... کثافت حمال... (کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)   ...   بعد از ظهر فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟ یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟ جوجه بدون برنج رژیمی عزیزم؟ آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.   ...   شب در آسایشگاه یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟ فرمانده: بله بسیار زیاد! خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!   فرمانده میره تو آسایشگاه: وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو   فرمانده: بلندشید برید بخوابید!   همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟ واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم. آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی. سرباز: آخه گناه داره، طفلکی مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا شب خوابگاه پسران... (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)   میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.   مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.   میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.   مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!   میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!   آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری... مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!   (در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)   میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!   رضــا: استقلال همین الان دومیشم خورد!!!   مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه استقلالی ابکشه!!!   و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند. شب خوابگاه دختران... (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان  رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!شبنم: عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد!دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)   منتظر پست بعدی باشید ( شب خوابگاه پسران).. درد دل های دخترونه... یه دوست پسر هم نداريم بهمون پيشنهاد بيشرمانه بده ، ماهم کلي کولي بازي در بياريميه دوست پسر هم نداريم مجبورش کنيم اسم مارو رو بازوش خالکوبي کنهيه دوست پسر هم نداريم با وضع فجيع برم بيرون همه بگن تو چرا اين شکلي شدي بگم اوني که بايد بپسنده پسنديدهيه دوست پسر هم نداريم قاصدک ببينيم بپريم روش بگيم واي ازش خبر آوردهيه دوست پسر هم نداريم از سربازي معاف باشه هر روز بهش بگيم سربازي واسه تو لازم بود خيلي لوس بار اومدييه دوست پسر هم نداريم شارژ ايرانسل بده بهمون بگه خطت رو شارژ کن زود به خودم زنگ بزنيه دوست پسر هم نداريم هر روز بهش بگيم اي کاش رشد عقلتم مثل رشد سيبيلت بوديه دوست پسر هم نداريم هميشه حرفمون رو گوش کنه نه فقط موقعي که بهش مي گيم ديگه به من زنگ نزنيه دوست پسر هم نداريم بگه چه خبر عزيزم بگيم داري بابا ميشييه دوست پسر هم نداريم هي واسش از جذابيت آقايون کچل بگيم که آخر سر بره دونه دونه موهاشو بکنه جذاب شهيه دوست پسر هم نداريم هي بهش بگيم من n تا خواستگار دکتر دارم زود باش تکليف منو روشن کنيه دوست پسر هم نداريم که ديگه هي نگيم من به عشق اعتقادي ندارميه دوست پسر هم نداريم هي انگشتمونو بزنيم به پهلوش دو متر بپره بخنديم بهشيه دوست پسر هم نداريم با شماره دوستش امتحانمون کنه ما هم سربلند از امتحان بيايم بيرونيه دوست پسر هم نداريم وقتي ناراحتيم الکي از اين حرف هاي اميد دهنده بزنه مثلاً همه چي آرومه و اينايه دوست پسر هم نداريم بهش بگيم مي خوام پرايد بخرم بگه بقيه پولشو من مي دم 206 بخريه دوست پسر هم نداريم که ثانيه به ثانيه يادآوري کنه که ما فقط دوستاي معمولي هستيميه دوست پسر هم نداريم خودمونو واسش لوس کنيم بگه خبه خبه اداي احمق ها رو در نياريه دوست پسر هم نداريم يه کم شعور داشته باشه به شعورش توهين کنيميه دوست پسر هم نداريم بهمون بگه مواظب خودت باش از پياده رو برو رسيدي خونه تک بزنيه دوست پسر هم نداريم نگران اين باشيم که يه وقت تو برنامه هاش سفر يه هفته اي به تايلند نزارهيه دوست پسر هم نداريم وقتي عصباني هستيم با فاميل صداش کنيم مثلاً گوش کن آقاي فلانييه دوست پسر هم نداريم برادرزاده ي 6 سالمون نياد بگه عمه فکر کنم هيشکي تورو دوست ندارهيه دوست پسر هم نداريم سرما بخوره هي قربون صدقه صداي گرفتش بريميه دوست پسر هم نداريم اس ام اس عاشقونه بفرسته واسمون به جاي جواب عاشقونه گير بديم اين اس ام اس رو کي برات فرستاده؟ هـــــــــــــا؟؟؟؟يه دوست پسر هم نداريم شب ها آرزوي وصال کنه روزها آرزوي فراقيه دوست پسر هم نداريم آرزوهامونو بهش بگيم اونم الکي بگه خودم همش رو بر آورده ميکنميه دوست پسر هم نداريم بدونه اس ام اس رو فقط نميخونن بلکه جواب هم ميدنيه دوست پسر هم نداريم هي سفر کاري با دوستاش بره شماليه دوست پسر هم نداريم از ترس ترور شخصيتي بخاطر سيبيل هامون هر دو روز يه بار بريم آرايشگاهيه دوست پسر هم نداريم برامون آواز بخونه با صداي نکرشيه دوست پسر هم نداريم تو خيابون گربه ببينيم بپريم بغلش بگيم واي ببخشيد از ترس بوديه دوست پسر هم نداريم درک صحيحي از زمان داشته باشه. ميگه 10 دقيقه ديگه زنگ ميزنم هفته ي بعد زنگ نزنهيه دوست پسر هم نداريم وقتي ميگيم داره واسم خواستگار مياد ناراحت بشه نگه چه خوبيه دوست پسر هم نداريم هر روز بهش بگيم تو ديگه مرد شدي وقت زن گرفتنتهيه دوست پسر هم نداريم هر وقت ميره مسافرت شارژر گوشيشو جا بزاره تا برگرده گوشيش خاموش باشه هر غلطي خواست بکنهيه دوست پسر هم نداريم که وقتي خسته ميشيم کيفمون رو برامون بيارهيه دوست پسر هم نداريم که يکي جز مامانمون شمارمونو از حفظ باشهيه دوست پسر هم نداريم پاي رقيب که مياد وسط به جاي اينکه بگه انتخاب با خودته يه ذره مبارزه کنه خبيه دوست پسر هم نداريم از اينترنت بدش بياد اوقات فراغتش رو با ما بگذرونه نه با کامپيوترشيه دوست پسر هم نداريم باهم تخمه بخوريم هي پوستاشو تف کنيم رو سرو صورت هميه دوست پسر هم نداريم هي گازش بگيريم جاي دندونامون يادگاري بمونهيه دوست پسر هم نداريم بوتيک داشته باشه هي بريم از مغازش جنس برداريم به عنوان هديهيه دوست پسر هم نداريم دو تا ماشين داشته باشه يه زوج يه فرد. هر روز بريم بيرون نه يه روز درميانيه دوست پسر هم نداريم نصفه شب اس ام اس هاي محبت آميز برامون بفرسته صبح بيدار شديم بخونيم کيف کنيميه دوست پسر هم نداريم وقتي با گريه بهش زنگ مي زنيم نگه هر وقت زر زرت تموم شد بهم زنگ بزنيه دوست پسر هم نداريم نگه هروقت با همراه اول زنگ زدم فقط حرف هاي مهم رو بگو، چرت و پرت خواستي بگي بگو با ايرانسل ساعت 12 شب به بعد زنگ بزنميه دوست پسر هم نداريم بشينيم عکس هاي بچگيشو ببينيم و به درگاه خدا دعا کنيم لااقل بچه ش اين شکلي نشهيه دوست پسر هم نداريم کوچه علي چپ رو نشناسهيه دوست پسر هم نداريم بهش بفهمونيم خاطراتش رو واسه خودش نگه داره هي نگه من اينجا خاطره داشتم من با اين آهنگ شب هايي داشتم. ما خانم ها حسوديم بفهميديه دوست پسر هم نداريم وقتي با يه دختر حرف ميزنه هي وشگونش بگيريم که يعني بسه جمع کن خودتويه دوست پسر هم نداريم يه هفته قبل تولدمون غيب بشه گوشيش خاموش بشه يه هفته بعد از تولد دوباره ظهور کنه بگه عزيزم تصادف کرده بودميه دوست پسر هم نداريم تو ماشين آهنگ شيش و هشت بزاريم کله هامونو باهم تکون بديميه دوست پسر هم نداريم موقع انتخاب واحد بگه عصر کلاس برندار که باهم بريم بيرونيه دوست پسر هم نداريم پفک بخوريم يواشکي دستامونو بماليم به صندلي هاي ماشينشيه دوست پسر هم نداريم اول آشنايي شماره ايرانسل بديم بهش دو روز بعد از آشنايي همراه اوليه دوست پسر هم نداريم خوش سليقه باشه ما رو انتخاب کنهيه دوست پسر هم نداريم موبايلمون هميشه تو دستمون باشه ديگه هي گم نشهيه دوست پسر هم نداريم حتي گاهي گوشيمونو يهو بگيره بگرده بيبينه خيانت ميانت نمي کنيم کهيه دوست پسر هم نداريم دستامونو بگيره محکم تو دستاش بگه حالا اگه زورت ميرسه بکشش بيرونيه دوست پسر هم نداريم شماره تلفنش بشه همه ي پسوردامونيه دوست پسر هم نداريم که تهديدش کنيم يا ديگه نبايد سيگار بکشه يا اگه ميکشه منم بايد باهاش بکشميه دوست پسر هم نداريم که هيچ، دوست معموليشم نداريم دلمون خوش باشد دفتر خاطرات یک عروس... دوشنبه الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقرشدیم. خیلی سرگرم کننده هست این که واسه ریچارد آشپزی می‌کنم . امروز می‌خوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده 12 تا تخم مرغ رو جدا جدا بزنین ولی من کاسه به اندازه‌ی کافی نداشتم واسه‌ی همین مجبور شدم 12 تا کاسه قرض بگیرم تا بتونم تخم مرغ‌ها رو توش بزنم . سه ‌شنبه ما تصمیم گرفتیم واسه‌ی شام سالاد میوه بخوریم . در روش تهیه‌ی اون نوشته بود « بدون پوشش سرو شود » (dressing= لباس ، سس‌زدن) خب من هم این دستور رو انجام دادم ولی ریچارد موقع سرو سالاد من رو یک جور عجیب و شگفت زده نگاه میکرد. چهارشنبه من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور پخت هم پیدا کردم واسه‌ی این کار که می‌گفت قبل از دم کردن برنج کاملا شست ‌وشو کنین. پس من آب‌ گرم ‌کن رو راه انداختم و یه حموم حسابی کردم قبل از این که برنج رو دم کنم . ولی من آخرش نفهمیدم این کار چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت . پنج ‌شنبه باز هم امروز ریچارد ازم خواست که واسه‌ش سالاد درست کنم. خب من هم یه دستور جدید رو امتحان کردم . تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنین و بعد اونو روی یه ردیف کاهو پخش کنین و بذارین یه ساعت بمونه قبل از این که اونو بخورین. خب منم کلی گشتم تا یه باغچه پیداکردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود پخش و پرا کردم و فقط مجبور شدم یه ساعت بالای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاد اونو بخوره. ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا حالم خوبه؟؟ نمی‌دونم چرا ؟ عجیبه !!! حتما خیلی تو کارش استرس داشته. باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم. جمعه امروز یه دستور پخت راحت پیدا کردم. نوشته بود همه‌ی مواد لازم رو تو یه کاسه بریز و بزن به چاک (beat it = در پخت و پز : مخلوط کردن ، در زبان عامیانه : بزن به چاک) خب منم ریختم تو کاسه و رفتم خونه‌ی مامانم. ولی فکر کنم دستوره اشتباه بود چون وقتی برگشتم خونه مواد لازم همون جوری که ریخته بودمشون تو کاسه مونده بودند. شنبه ریچارد امروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسه‌ی مراسم روز یک ‌شنبه اونو آماده کنم ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه می‌شه یه مرغ رو واسه یک‌ شنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد . قبلا به این نکته تو مزرعه ‌مون توجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسک پیدا کردم و با کفش‌های خوشگلش ... وای من فکر می‌کنم مرغه خیلی خوشگل شده بود. وقتی ریچارد مرغه رو دید اول شروع کرد تا شماره‌ی 10 به شمردن ولی بازم خیلی پریشون بود. حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظار داشته مرغه واسه ‌ش برقصه. وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده؟ شروع کرد به گریه و زاری و هی داد می‌ زد آخه چرا من ؟ چرا من؟ دفتر خاطرات یک عروس... دوشنبه الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقرشدیم. خیلی سرگرم کننده هست این که واسه ریچارد آشپزی می‌کنم . امروز می‌خوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده 12 تا تخم مرغ رو جدا جدا بزنین ولی من کاسه به اندازه‌ی کافی نداشتم واسه‌ی همین مجبور شدم 12 تا کاسه قرض بگیرم تا بتونم تخم مرغ‌ها رو توش بزنم . سه ‌شنبه ما تصمیم گرفتیم واسه‌ی شام سالاد میوه بخوریم . در روش تهیه‌ی اون نوشته بود « بدون پوشش سرو شود » (dressing= لباس ، سس‌زدن) خب من هم این دستور رو انجام دادم ولی ریچارد موقع سرو سالاد من رو یک جور عجیب و شگفت زده نگاه میکرد. چهارشنبه من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور پخت هم پیدا کردم واسه‌ی این کار که می‌گفت قبل از دم کردن برنج کاملا شست ‌وشو کنین. پس من آب‌ گرم ‌کن رو راه انداختم و یه حموم حسابی کردم قبل از این که برنج رو دم کنم . ولی من آخرش نفهمیدم این کار چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت . پنج ‌شنبه باز هم امروز ریچارد ازم خواست که واسه‌ش سالاد درست کنم. خب من هم یه دستور جدید رو امتحان کردم . تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنین و بعد اونو روی یه ردیف کاهو پخش کنین و بذارین یه ساعت بمونه قبل از این که اونو بخورین. خب منم کلی گشتم تا یه باغچه پیداکردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود پخش و پرا کردم و فقط مجبور شدم یه ساعت بالای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاد اونو بخوره. ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا حالم خوبه؟؟ نمی‌دونم چرا ؟ عجیبه !!! حتما خیلی تو کارش استرس داشته. باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم. جمعه امروز یه دستور پخت راحت پیدا کردم. نوشته بود همه‌ی مواد لازم رو تو یه کاسه بریز و بزن به چاک (beat it = در پخت و پز : مخلوط کردن ، در زبان عامیانه : بزن به چاک) خب منم ریختم تو کاسه و رفتم خونه‌ی مامانم. ولی فکر کنم دستوره اشتباه بود چون وقتی برگشتم خونه مواد لازم همون جوری که ریخته بودمشون تو کاسه مونده بودند. شنبه ریچارد امروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسه‌ی مراسم روز یک ‌شنبه اونو آماده کنم ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه می‌شه یه مرغ رو واسه یک‌ شنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد . قبلا به این نکته تو مزرعه ‌مون توجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسک پیدا کردم و با کفش‌های خوشگلش ... وای من فکر می‌کنم مرغه خیلی خوشگل شده بود. وقتی ریچارد مرغه رو دید اول شروع کرد تا شماره‌ی 10 به شمردن ولی بازم خیلی پریشون بود. حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظار داشته مرغه واسه ‌ش برقصه. وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده؟ شروع کرد به گریه و زاری و هی داد می‌ زد آخه چرا من ؟ چرا من؟ هووووم ... حتما به خاطر استرس کارشه ... مطمئنم هووووم ... حتما به خاطر استرس کارشه ... مطمئنمسیر تکامل دختران دانشجو...   ترم ۱ – اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ – س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها error میدهد – چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند!   پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال gf نباشید چون اولاً پا نمیدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد (یکی در هر ۱۰ میلیون سال) همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد! فقط برای عملیات قضای حاجت به wc می روند ، طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد ، به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند!   تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند ، سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند – در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند! ترم ۲ – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند – متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشود ولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد ، سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند ، کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود! نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند ، اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون: سلام علیکم و رحمة الله و برکاته – دو سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند! (استغفرالله) ترم ۳ – به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند ، به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده wc قضای حاجت نیست! سوژه خنده پیدا می کنند ، همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا ۴ جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند – می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد – تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود و در جواب سلام شما میگویند سلام! ترم ۴ – با واژه bf آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند – ابروها نازک میشود و سیبیل ناپدید ، در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به wc میروند! همیشه در دانشگاه از قسمتهای “پر پسر” عبور میکنند ، شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه (نکته: اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: ۱- دختره ترم ۴ درس میخونه ۲- شما خوشتیپید ۳ – یالا مخشو بزن دیگه چلمن) شروع میکنن به نوشتن جزوه – هر ۲-۳ شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا (خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن (آره جون خودت ، بیچاره پدر ، مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست) در جواب سلام شما میگویند: سلام – چطوری؟ خوبی؟ ترم ۵ – یکی از این موجودات خوش خط و خال (bf) را به دست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود! اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با wc کار دارند چون bf دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند (چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که bf دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا) کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد – از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است (اینجاست که میگن مردونگی مرده) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند! یک میز اختصاصی برای خودشان و bf شان در تریا دانشکده رزرو است ، تابلو میشوند – کارکنان محترم حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند! سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند و در جواب سلام شما (بعد از ۱۰ دقیقه) می گویند: اوا … سلام ببخشید حواسم نبود (طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست) ترم ۶ – خیلی تابلو میشوند – عاشق میشوند – مشروط میشوند !!! ترم ۷ – به طرز وحشتناکی تابلو میشوند – در عشق شکست میخورند – مشروط میشوند !!! ترم ۸ – دوباره آدم میشوند – دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند (من لذت می برم میبینم این جوونا رو …….) جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است ، مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند – در به در دنبال شوهر میگردند و به اولین پیشنهاد جواب مثبت میدهند و از چاله به چاه می افتند !!!! مورد مخصوص دختر خانومای مجرد ۱:خواستگار رو بچسبيد که شايد تنها شتر بخت شما باشه. ۲:ناز و لفت و ليس رو بذاريد کنار. ۳:در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان که ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم که از آفتاب و از سايه مي رنجم. ۴:سن ازدواج رو بيارين پايين، همون ?? يا ?? خوبه. بالاتر که برين همچين بگي نگي از دهن مي افتين. ۵:تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج کنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بکشيد. ۶:دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون کنيد، يه وقت کتابشو دور گردنتون آويزون نکنيد که گردن لطيفتون کج مي شه. ۷:پسر هاي فاميل بهترين و در دسترس ترين طعمه ها هستند، رو هوا بقاپيدشون. ۸:رو شکل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشکل…!! ۹:توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي بي عذرا نشست و برخاست کنيد، همينا هستن که شادوماد مي سازن واستون. ۱۰:يه کم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و کرم شب و روز و ماسک خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و… نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد. ۱۱:در پوشش دقت کنيد، لباس چسب و کوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي کنه، يه پوشش سنگين و اندکي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه. ۱۲:مهمون که مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي کنيد، خلاصه يه چشمه بياين که بعله ما هم هستيم. ۱۳:سعي کنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد که دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه… ۱۴:کتا مامانه و باباهه مي گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حرکات و سکناتتون اين نظر رو تاييد کنيد و دنبالشو بگيريد. ۱۵:بالاخره اگه خداي نکرده مي خواين جزو اون يک ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد هر چي داريد، رو کنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم کمالات و هنر مندياتتونه. ۱۶:و اينو بگم که از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي که با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارک خلوت داريد معاشقه مي کنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش کارندارم. ۱۷:اگه کسيرو دوسش دارين برين خواستگاريش ( نکته:اين کار ريسکش خيلي بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده ?سال فاميلاتون رديفه ) ۱۸:حداقل يه ??? داشته باشين که طرف به خاطر ماشين هم که شده بياد ?تا بشين بده ? ماه ? تا بشين. ۱۹:اون يارو که با اسب سفيد ميادوبي خيال شين. ۲۰:و آخرين توصيه اينکه عوض اينکه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل کبک سرتونو زير برف کنيد يه خورده به فکر زندگي آينده تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون کثيف مي شيد، مي پکيد. ساعت از زندگی یه دختر . . 5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب….. 6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .  7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!! 8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و… 9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش). 10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد . 11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره . 12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … ) 1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده . 2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!! 3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!! 4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه. 5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش. 6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه. 7عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش. 8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره. 9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی) 10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟! 2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل. 5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!: پلی استیشن بازی کردن تفاوت دخترها و پسرها در پلی استیشن بازی کردن . . . همانطور که می دانید امروزه بازیهای رایانه ای همگانی شده اند،وپیر و جوان،دختر و پسر همه به بازی کردن می پردازند.اما در بین پسران ودختران در بازی کردن تفاوت هایی وجود دارد. ۱:اولین تفاوت اساسی بین این دو انتخاب بازی است که معمولا پسران به دنبال بازی های اکشن و ترسناک هستند اما دخترها به دنبال بازی های رمانتیک و عشقولانه هستند،در نتیجه بیخیال بازی کردن می شوند. ۲:تفاوت بعدی بین دخترها و پسرها در نوع بازی کردن آنهاست که پسران در بازیها با قدرت تفکر خود بازی میکنند،اما دختران فقط دسته را در دست گرفته و شروع به زدن دکمه ها می کنند و هر دکمه ای را که بر روی دسته ببینند فکر می کنند باید فشار دهند تا برنده شوند. ۳:اما یکی دیگر از تفاوتها،تمامی پسران در هنگام بازی کردن وقتی دربازی شکست می خورند بازی را دوباره شروع کرده آنقدر بازی می کنند تا بتوانند در بازی پیروز شوند،اما دخترها اگر در بازی شکست بخورند تنها کاری که میکنند گریه کردن است که وای من باختم خاک به سرم شد حالا چیکار کنم. ۴:اما تفاوت بعدی دلیل انتخاب بازی است که پسران برای سرگرمی بازی میکنند اما اگه دختری پلی استیشن بازی کنه اطمینان داشته باشید که از روی چشم وهم چشمی که دختر همسایه پلی استیشن بازی می کنه اینم رفته داره پلی استیشن بازی میکنه. ۵:تمامی پسران اگر بازی ای را بازی کنند به 2 ساعت نمی کشه که در آن بازی حرفه ای می شوند و هیچ کس حریف آنها نمی شود،اما اگر دختری بازی ای را شروع کند فقط 4 ساعت طول میکشه تا بخواهد 1 مرحله از بازی را با موفقیت به پایان برساند حالا چه برسه به اینکه بخواهد در بازی حرفه ای شوند حتما اگر بخوان حرفه ای بشن باید 5روز بازی کنند تازه شایدم بیشتر البته بین هر 1000تا دختر شاید یک نفر پیدا بشه که بتونه تو4روز یا3روز حرفه ای بشه که تو این مدت پسرا تا آخر بازی می روند و حتی شاید بازی را دوباره شروع کرده و برای دومین یا سومین بار تا آخر بازی بروند. حالا به نظر شما پسرا بهتر بازی میکنند یا دخترا ؟جواب این سوال حتما خیلی سخت است،به هر حال مهم این است که بازی میکنند حالا می برند یا می بازند مهم نیست،مهم این است که دخترا همیشه می بازند و پسرها همیشه می برند،البته همین جا باید بگم که بهتره دخترا تا بیشتر از این نباختند برن حرفه ای بشن یااصلا بی خیال بازی کردن بشن به هر حال تصمیم گیری با خودشونه. آشنايي بيشتر با رانندگي خانم ها ...... پرسش : اگر يک خانوم مشغول رانندگي باشد و ناگهان متوجه شود که ترمز خودرو اش بريده و نمي گيرد چکار مي کند ؟! الف ) قبل از اينکه هيچ حادثه اي روي دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهي ديار باقي مي شود. قاف ) سعي مي کند يک ايستگاه اتوبوس پيدا کند و با زدن خودرو اش به مردم داخل ايستگاه آن را نگه دارد. ذال ) در همان حال با همسرش تماس مي گيرد و از او کمک مي خواهد. نون ) سفره ابوالفضل نذر مي کند که زنده بماند. پرسش : هنگامي که يک خانم راهنماي سمت چپ خودرواش را مي زند ، اين به چه معناست ؟! الف ) يعني مي خواهد به سمت راست برود. قاف ) يعني مي خواهد شيشه سمت چپ خودرواش را پايين بياورد. ذال ) يعني مي خواهد پشت فرمان موبايلش را درآورد و با همسرش تماس بگيرد. نون ) يعني مي خواسته برف پاک کن را بزند. پرسش : اگر يک خانوم در حين رانندگي بخواهد از بين دو خودروي در حال حرکت عبور کند چکار مي کند ؟! الف ) بعد از از بيخ کندن آينه بغل جفت خودرو ها از بينشان عبور مي کند. قاف ) اول به خودروي سمت راست مي کوبد بعد به خودروي سمت چپ سپس با همسرش تماس مي گيرد. ذال ) ابتدا جوري به خودروي سمت راست مي زند که او منحرف شود و به خودروي سمت چپ برخورد کند سپس از روي دو خودرو عبور مي کند. نون ) يک بوق مي زند و راننده دو خودرو تا متوجه مي شوند او خانوم است سريعا به او راه مي دهند که برود. پرسش : زمانيکه يک خانوم در پشت فرمان خودرو نشسته و خودرو اش با سرعتي بيش از 20 کيلومتر در حرکت است اين به چه معناست ؟! الف ) يعني پاشنه کفشش روي پدال گاز گير کرده. قاف ) يعني با همسرش تماس گرفته و فهميده که او با يک خانوم ناشناس در محل کارش مشغول صحبت است. ذال ) يعني يادش آمده که بچه اش را داخل ماشين لباسشويي جا گذاشته. نون ) يعني پشت فرمان خوابش برده. پرسش : معمولا يک خانوم راننده وقتي خودرو اش پنچر مي شود چکار مي کند ؟! الف ) ابتدا سعي مي کند با پوف آن را باد کند و سپس با چسب زخم محل سوراخ را بپوشاند. قاف ) تا اولين آپاراتي با پنچري راه مي رود تا پدر لاستيک و تيوپ و رينگ در بيايد. ذال ) به آتش نشاني زنگ مي زند. نون ) ماشين را وسط خيابان رها مي کند و با همسرش تماس مي گيرد. پرسش : خانوم هاي راننده به کدام قسمت خودرو بيش از بقيه علاقه مند مي باشند ؟! الف ) آينه ها ؛ چون اگر در هنگام رانندگي کوچکترين خدشه اي در ميکاپ آن ها بوجود آيد آن ها را آگاه مي کند. قاف ) پخش سي دي ؛ چون آهنگ هاي ملايم آن استرس آن ها را در هنگام رانندگي کاهش مي دهد. ذال ) برف پاک کن ؛ چون خودش شيشه را تميز مي کند و نيازي نيست که براي تميز کردن شيشه هم با همسرشان تماس بگيرند. نون ) داشبور ؛ چون رژ لب ، پنکک ، موچين ، ريمل ، کرم سفيد کننده ، مداد چشم ، بيگودي و کلي چيزهاي ديگر داخل آن جا مي شود. پرسش : هنگامي که يک خانوم راننده از داخل آينه مشاهده کند که يک آمبولانس در پشت سرش در حرکت است چکار مي کند ؟! الف ) هول مي شود و پايش را مي گذارد روي ترمز و آمبولانس هم از عقب به شدت با خودرو او برخورد مي کند. قاف ) جيغ مي کشد و کنترل خودرو از دستش خارج شده و بعد از برخورد با خودروهاي ديگر به داخل جوي آب مي افتد و بعد با همسرش تماس مي گيرد. ذال ) خودرو خودش و آمبولانس را وسط خيابان متوقف مي کند تا بتواند بيمار داخل آمبولانس را ويزيت کند و يکسري دارو گياهي و دار و دواي خانگي برايش تجويز کند. نون ) در حال حرکت فرمان را ول مي کند و براي بهبودي بيمار داخل آمبولانس دست به دعا بر مي دارد. پرسش : اگر يک خانوم راننده بخواهد خودرو اش را بين دو خودروي پارک شده پارک نمايد ( پارک دوبل ) چکار مي کند ؟! الف ) پس از شکستن چراغ عقب خودروي جلويي و چراغ جلوي خودروي عقبي بوسيله سپر ماشينش ، با همسرش تماس مي گيرد. قاف ) آنقدر منتظر مي ماند تا راننده يکي از دو خودرو بيايد و ماشينش را بردارد ذال ) به مخترع ماشين فحش مي دهد که چرا ماشين را طوري اختراع نکرد که از بغل هم راه برود تا بشود با آن بين دو خودرو به راحتي پارک کرد. نون ) از يک عابر مذکر مي خواهد که خودرو را برايش پارک کند. پرسش : اولين اقدامي که يک خانوم راننده بعد از تصادف انجام مي دهد چيست ؟! الف ) جيغ کشيده و بيهوش مي شود. قاف ) با شوهرش تماس مي گيرد. ذال ) مي گويد : « آخ ببخشيد مي خواستم ترمز بگيرم اشتباهي گاز دادم » نون ) اول به خاطر سالم ماندنش يک ديگ شله زرد نذر مي کند بعد هم عهد مي کند که ديگر پشت رل ننشيند. پرسش آخر : شما بعنوان يک مرد اگر خانومتان گواهينامه رانندگي اش را بگيرد و بخواهد که با خودروي شما رانندگي کند چکار مي کنيد ؟! الف ) وقتي که او سوار خودرو مي شود گوشي موبايلتان را خاموش مي کنيد. قاف ) کلا براي هميشه گوشي موبايلتان را خاموش مي کنيد. ذال ) اصلا گوشي و سيم کارتتان را با هم مي بريد مي فروشيد. نون ) گوشي و سيم کارت و خودرو تان را يکجا مي فروشيد و بعد هم خانومتان را طلاق مي ده چند سوال 4 گزینه ای در مورد مردها 1- شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عیالتان را دوست دارید ؟! الف) به اندازه تعداد سکه های مهریه اش ! ب) به اندازه تعداد قطعات جهیزیه اش ! ج) به اندازه تعداد صفر های جلوی مبلغ موجودی حساب بانکی اش ! د) به اندازه تمام ستاره های آسمان در روز ! ۲ - چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟! الف) جوونی کردم ! ب) سادگی کردم ! ج) گول خوردم ! د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد ! ۳ - اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟! الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید ! ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید ! ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید ! د) انشاا… بقای عمر ? تای دیگر باشه ! ۴ - ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟! الف) املاک پدرش ! ب) دارایی پدرش ! ج) املاک و دارایی پدرش ! د) همه موارد ! ۵- اگر عیالتان از شما بخواهد که برای کادوی تولدش یک گردنبد طلا بخرید چکار می کنید ؟! الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور می شوید ! ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مریضی می زنید ! ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن می زنید ! د) آدرس یک بدلی فروشی کار درست را از دوستتان می گیرید ! ۶ - محبت آمیز ترین جمله ایکه به عیالتان گفته اید چه بوده است ؟! الف) عزیزم ، امروز صبحانه چی داریم ؟! ب) عزیزم ، امروز ناهار چی داریم ؟! ج) عزیزم ، امشب شام چی داریم ؟! د) من واقعا … من واقعا عاشق …. من واقعا عاشق تو …. من واقعا عاشق تو روبچه با پنیرم ! ۷ - در کارهای منزل چقدر به عیالتان کمک می کنید ؟! الف) در خوردن غذا با او همکاری می کنید ! ب) کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید ! ج) موقعی که عیالتان مشغول تمیز کردن منزل یا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشویق می کنید ! د) گاهی اوقات کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید ! ۸- اگر عیالتان با شما قهر کند برای آشتی کردنش چه کار خواهید کرد ؟! الف) شما هم با او قهر می کنید تا زمانیکه خودش بیاید منت کشی ! ب) از طریق بکارگیری سیستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتی خواهید داد ! ج) او را تهدید می کنید که اگر تا ?? بشمارید و آشتی نکند سریعا اقدام به اختیار نمودن همسر جدید می نمایید ! د) حاضرید یک چیزی هم بدهید اگر همیشه قهر باشد ! ۹ – نظرتان در مورد این جمله چیست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! ) الف) زیبا ترین جمله دنیاست ! ب) با معنا ترین جمله دنیاست ! ج) خوشحال کننده ترین جمله دنیاست ! د) تخیلی ترین جمله عصر کنونی است ! ۱۰ - در کل ، از زندگی با عیالتان راضی هستید ؟! الف) اگر نباشم چیکار کنم ؟! ب) چاره ای جز این ندارم ! ج) یک جوری داریم می سازیم دیگه ! د) بله که راضی هستم البته تا زمانیکه بتوانم پول مهریه اش را جور کنم ! نیمرو درست کردن دخترها و پسرها دخترها ۱:توي ماهيتابه روغن ميريزن۲:اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن۳: تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن۴:چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكننپسرها۱:توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن۲:توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن۳:ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن۴:توي ماهيتابه روغن ميريزن۵:توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن۶:يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن۷:چند تا فحش ميدن۸:دنبال كبريت ميگردن۹:با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره۱۰:ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد)!۱۱:ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن۱۲:تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن۱۳:چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن۱۴:ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن۱۵:تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن۱۶:روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن۱۷:تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن۱۸:دنبال نمكدون ميگردن۱۹:نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن۲۰:دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن۲۱:نمكدون رو پر از نمك ميكنن۲۲:صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون۲۳:نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن۲۴:بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه۲۵:چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن۲۶:توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن۲۷:با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن۲۸:صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون۲۹:سريع برميگردن توي آشپزخونه۳۰:تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن۳۱:ماهيتابه رو ميندازن توي سينك۳۲:دنبال ظرفهاي مسي ميگردن۳۳:قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن۳۴:چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن۳۵:ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزي زن چراغ خانه است می گویند زن، چراغ خانه است. لابد شنیده اید که در همین راستا، بعضی ها طرفدار”چهلچراغ” شده اند و بعضی ها طرفدار”صرفه جویی در مصرف برق“! با این حساب می شود این تعاریف را نیز ارائه داد:  دوست دختر: چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF می گویند.) تحقیقات نشان داده این لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتیله گردسوز) می باشد. که در شرایط اضطراری، روشنایی اندکی می افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و یک فوته!) معشوق: لامپ مهتابی! (در راستای رمانتیک بودن قضیه!) همسر موقت: لامپ کم مصرف!  همسر دائم: همان چراغ خانه. همسر مطلقه: لامپ سوخته!  همسر ایده آل: چراغ جادو!( هردو افسانه اند!) زن زندگی شما کدوم ايناست؟ زن مدل هارد ديسک: همه چی يادش می‌مونه، تا ابد. زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت! زن مدل ويندوز: همه می‌دونن که هيچ کاری رو درست انجام نمی‌ده، ولی کسی نمی‌تونه بدون اون سر کنه. زن مدل اکسل: می‌گن خيلی هنرها داره ولی شما فقط برای چهار نياز اصلی‌تون ازش استفاده می‌کنين. زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردی نمی‌خوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمی‌ره. زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله. زن مدل مولتی‌مديا: کاری می‌کنه که چيزهای وحشتناک هم خوشگل بشن. زن مدل سی‌دی درايو: هی تندتر و تندتر می‌شه. زن مدل ئی‌ميل: از هر ده‌تا چيزی که می‌گه، هشت‌تاش بی‌خوده. زن مدل ويروس: به نام «عيال» هم معروفه. وقتی که انتظارش رو ندارين، از راه می‌رسه، خودش رو نصب می‌کنه و از همه منابعتون استفاده می‌کنه. اگر سعی کنين پاکش کنين، يک چيزی رو از دست می‌دين، اگه هم سعی نکنين پاکش کنين، دار و ندارتون رو از دست می‌دين! ون برميدارن۳۶:چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن۳۷:ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه۳۸:روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن۳۹:چند تا فحش ميدن و بلند ميشن۴۰:نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن۴۱:قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن۴۲:چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن۴۳:با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن۴۴:پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن۴۵:نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

یکی از فانتزیام اینه که

یکی از فانتزیام اینه که
یه سیمکارت بخرم واسه اولین بار اس ام اس بدم به برنامه ی ۹۰ بعدش برنده شم ! :|
هر چقدرم بهم زنگیدن جواب ندم و کسی متوجه نشه که من کی بودم . . .
بعدش آروم آروم برم تو افق محو شم :d

.

.

.

یکی از فانتزی هام اینه که بروسلی الان زنده بود میرفتم میزدم تو گوشش !
ببینم اخلاق ورزشکاری داره یا نه !
کصافط مطمئنم بعدش تو افق محوم میکرد :|

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که صدای کلاغ دربیارم :|
بعد که همه مسخره ام کردن و بهم خندیدن ، یهو ناراحت بشم ، پرواز کنم برم :lol:
من :lol:
کلاغ :|
گنجشکک اشی مشی :d
بقیه حضار :o

.

.

.

یکی از فانتزیامم اینه بفهمم چجوری این بادوما لا به لای تخمه ژاپنی استتار میکنن عوضیا :lol:

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که یه قنادی بزنم توش قند بفروشم !
یه عطاری بزنم توش عطر بفروشم !
یه قهوه خونه بزنم توش قهوه بفروشم !
والا با این تحریماشون :lol:

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که یکی از شلوارهای قدیمیمو برای شستن ببرم توی حموم بعد همینجور که دارم جیباشو چک میکنم که چیزی توش نباشه بصورت ناباورانه ای از قسمت فوقانی جیب پشت شلوار یه مغز پسته از قدیم ( دوره کیلویی ۱۰۰۰۰ تومان ) بیافته و غلتان غلتان روی زمین و در حال حرکت بگیرم و بردارمش و قبل اینکه کسی بخواد منو بعنوان محتکر لو بده مثل یه حبه بندازمش بالا و همینجور مِلَچ مُلوچ کنان در افق محو بشم :d

.

.

.

امریکایی ها توفکر اینن که برن مریخ،
ما ایرانیا نهایت فکرمون اینه که تو فانتزیامون بریم تو افق محو بشیم . . . :| :|
به سلامتی ما ایرانیا ! :d

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که اون دسته ای که تیریپ خفن روشنفکری برمیدارن و میگن باید به هر عقیده ای احترام گذاشت رو بندازم وسط یه قبیله بدوی تو اعماق جنگل آمازون که اعتقاد دارن غریبه هارو باید خورد !
تا نسلشون برای همیشه محو بشه . ببینم همچنان نظرشون همونه !:|

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که بعد ها پسرم بهم بگه بابا ۵۰ هزار تومان بهم پول میدی ! :|
منم بگم چی ۴۰ هزار تومان ؟
۳۰ هزار تومان می خوای چی کارش کنی عاخه ؟
بچه های مردم روزی ۲۰ هزار تومان می گیرن با همون ۱۰ هزار تومن کنار میان ، اونوقت تو ۵ هزار تومان از من می خوای ؟
بابای من ۴ هزار تومان به من نمی داد که من بخوام ۳ هزار تومان به تو بدم !
بیا حالا این دو هزار تومان تومن رو بگیر ! :|
بعد پسرم نگاه کنه ببینه بهش هزاری دادم ! :|
بره همون افق خونه مجردی رفیقاش ! والا :lol:

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که یه نیسان آبی بخرم برم باهاش چند تن از اساتیدم رو زیر بگیرم بعد در خلاف جهت افق متواری شم :lol:

.

.

.

یکی از فانتزی هام اینه که
یه دفعه یه فانتزی بنویسم بعد یکی از کارگردان های هالیود ( بر حسب اتفاق پارسی هم بدونه ) بیاد خنده بازار و بگه من از این فانتزی شما خیلی خوشم اومده میخوام اونو یه فیلم کنم و این داستان شما رو ۲ ملیون دلار خریدارم !
منم با غرور کامل قبول کنم و اونم ۲ میلیون دلار رو بده به من و فیلمش فروش بالای کنه بعدش همه ی کارگردان های دیگه هم برای داستان فیلم هاشون بیان سراغ من ولی دیگه حیف دیرر شده چون من با اون دو میلیون دلار یه پراید ، ۳۰ کیلو پسته ، یه گوشی از اونایی که راحت از جیب در میاد و یه بلیط به افق خریدم و رفتم تو ویلای افقم زندگی میکنم و جواب هیچ کسم نمیدم ، حتی شما دوست عزیز :d

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که یه شب خونه نرم !
بعد فرداش بابام پرسید کجا بودی ؟
بگم پیش یکی از دوستام !
مامانم به ۱۰ تا از دوستام زنگ بزنه و ۸ تاشون بگن این جا بوده !
دوتاشونم بگن هنوز اینجاس ! :|
بابام = :|
بعد بگم اونجارو نیگا بابا !
تا حواسش پرت شدن برم تو افق محو شم :lol:

 .

.

.

یکی از فانتزیام اینه شب عروسیم توی مراسم عروسی یه دفعه پاشم میکروفن رو از خواننده بگیرم شروع کنم به خوندن !
عروس و نیگاه کن چشای آبی شو ، اون مال من شد به پسر عالی شد :lol:
بعد عروس از خجالت بره تو افق محو شه ، منم برم هر چی بگردم پیداش نکنم :(
بعد از خدا تشکر کنم که دوباره بهم یه فرصت دیگه داد تا به زندگی برگردم و اسیر اشتباه نشدم :d